[ تُصَعِّرْ : ]
« وَلا تُصَعِّرْ خَدَّكَ لِلنَّاسِ »
« تُصَعِّرْ » از مادّهء « صَعْر » در اصل يك نوع بيمارى است كه به « شتر » دست مىدهد و گردن خود را كج مىكند . « 1 »
[ تَصْلى : ]
« تَصْلى نَاراً حامِيَةً »
« تَصْلى » از مادّهء « صَلْى » ( بر وزن نفى ) ، به معناى ورود در آتش و ماندن و سوختن با آن است . « 2 »
[ تَصْلِيَه : ]
« وَ تَصْلِيَةُ جَحيمٍ »
« تَصْلِيَة » از مادّهء « صلى » ( بر وزن سعى ) به معناى سوزاندن و داخل شدن در آتش است ؛ اما « تَصْلِيَه » تنها به معناى سوزاندن مىآيد . « 3 »
[ تَضَرُّع : ]
« لَعَلَّهُمْ يَتَضَرَّعُونَ »
« تَضَرُّع » به معناى ورود شير به پستان و خضوع و تسليم آن در برابر دوشنده است ، سپس به معناى تسليم آميخته با تواضع و خضوع آمده ، و در سورهء « انعام » به معناى دعاى آشكار است . « تَضَرُّع » در اصل از مادّهء « ضرع » ( بر وزن فرع ) به معناى « پستان » ، گرفته شده ، بنابراين « تضرّع » به معناى دوشيدن شير از پستان مىآيد ، و از آنجا كه به هنگام دوشيدن شير انگشتها بر نوك پستان در جهات مختلف حركت مىكنند ، اين كلمه در مورد كسى كه با حركات مخصوص خود اظهار خضوع و تواضع مىكند ، به كار مىرود . و مفهوم آن در سورهء « مؤمنون » اين است كه اين حوادث دردناك آنها را هرگز از مركب غرور ، سركشى وخودكامگى فرود نياوردو دربرابرحق تسليم نشدند . و اگر در پارهاى از روايات « تضرع » به معناى بلند كردن دستها در هنگام دعا و نماز تفسير شده ، در واقع بيان يكى از مصداقهاى اين معنا وسيع است . « 4 »
[ تَطْهِير : ]
« وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهيراً »
« تَطْهِير » به معناى پاك ساختن ، و در حقيقت تأكيدى است بر مسألهء « اذهاب رجس » و نفى پليديها ، و ذكر آن به صورت « مفعول مطلق » در اين آيه نيز تأكيد ديگرى بر اين معنا محسوب مىشود . « 5 »
[ تطيّر : ]
« قالُوا اطَّيَّرْنَا بِكَ »
هامش
( 1 ) . لقمان ، آيهء 18 ( ج 17 ، ص 65 )
( 2 ) . غاشيه ، آيهء 4 ( ج 26 ، ص 430 )
( 3 ) . واقعه ، آيهء 94 ( ج 23 ، ص 297 )
( 4 ) . انعام ، آيات 42 ، 63 ( ج 5 ، ص 300 ، 347 ) ؛ اعراف ، آيات 55 ، 205 ( ج 6 ، ص 255 ؛ ج 7 ، ص 96 ) ؛ مؤمنون ، آيهء 76 ( ج 14 ، ص 309 )
( 5 ) . احزاب ، آيهء 33 ( ج 17 ، ص 316 )