بعضى اصل آن را به معناى سقوط مىدانند ، و از آنجا كه سقوط از نقطهء مرتفع موجب هلاكت مىشود ، به معناى هلاكت نيز آمده ، و در آيهء مورد بحث ، ممكن است به معناى سقوط در قبر ، يا دوزخ ، و يا هلاكت به معناى مجازات بوده باشد . « 1 »
[ تُرْدِين : ]
« إِنْ كِدتَّ لَتُرْدينَ »
« تُرْدِين » از مادّهء « ارداء » به معناى سقوط از بلندى است كه معمولًا توأم با هلاكت است . « 2 »
[ تَرْهَقُهُمْ : ]
« تَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ »
« تَرْهَقُهُمْ » از مادّهء « رهق » ( بر وزن شفق ) به معناى پوشانيدن و فراگرفتن است و يا به معناى پوشاندن اجبارى است . « 3 »
[ تُرِيْحُون : ]
« جَمَالٌ حينَ تُريحُونَ »
« تُرِيْحُون » از مادّهء « اراحه » به معناى باز گرداندن حيوانات ، به هنگام غروب به آغلها و استراحتگاهشان است ، لذا محلى را كه در آن استراحت مىكنند ، « مراح » مىگويند . « 4 »
[ تَزاوَرُ : ]
« إذَا طَلَعَت تَّزاوَرُ عَنْ كَهْفِهِمْ »
تعبير به « تَزاوَرُ » كه به معناى « تمايل پيدا كردن » است ، اين نكته را دربردارد كه گويى خورشيد ، مأموريت داشت از سمت راست غار ، بگذرد .
و از اين گذشته « تَزاوَرُ » كه از مادّهء « زيارت » است توأم با آغازگرى است كه مناسب طلوع آفتاب مىباشد . « 5 »
[ تَزْرَعُونَه : ]
« أَ أَنْتُمْ تَزْرَعُونَهُ »
« تَزْرَعُونَه » از مادّهء « زراعت » و به معناى « رويانيدن » است . « 6 »
[ تزكيه : ]
« وَ يُزَكِّيكُمْ وَ يُعَلِّمُكُمُ »
« تزكيه » به معناى افزودن و نمو دادن است . « 7 »
[ تَزَيَّلُوا : ]
« لَوْ تَزَيَّلُوا لَعَذَّبْنَا »
« تَزَيَّلُوا » از مادّهء « زوال » در اينجا به معناى جدا گشتن و متفرق شدن است . « 8 »
[ تَسائَلُونَ : ]
« الَّذي تَسآئَلُونَ بِهِ »
« تَسائَلُونَ » از مادّهء « تسائل » به معناى سؤال كردن از يكديگر است و « تَسائَلَ بِاللَّهِ » به معناى اين است كه مردم به هنگامى كه چيزى از يكديگر مىخواهند بگويند « أَسْئَلُكَ بِاللَّهِ . . . » ( تو را به خدا ) و اين نشانهء
هامش
( 1 ) . ليل ، آيهء 11 ( ج 27 ، ص 93 )
( 2 ) . صافات ، آيهء 56 ( ج 19 ، ص 76 )
( 3 ) . قلم ، آيهء 43 ( ج 24 ، ص 419 ) ؛ معارج ، آيهء 44 ( ج 25 ، ص 57 )
( 4 ) . نحل ، آيهء 6 ( ج 11 ، ص 183 )
( 5 ) . كهف ، آيهء 17 ( ج 12 ، ص 404 )
( 6 ) . واقعه ، آيهء 64 ( ج 23 ، ص 259 )
( 7 ) . بقره ، آيهء 151 ( ج 1 ، ص 583 )
( 8 ) . فتح ، آيهء 25 ( ج 22 ، ص 104 )