تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لغات در تفسير نمونه ( فارسى ) — صفحة 129

مساهمون:

ص١٢٩
عظمت خداوند در نظرها است . « 1 »

[ تسبيح : ]

« فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ » « تسبيح » به معناى منزه شمردن خداوند از هر گونه عيب و نقص است . « 2 »

[ تَسْرَحُون : ]

« وَ حينَ تَسْرَحُونَ » « تَسْرَحُون » از مادّهء « سروح » به معناى بيرون كردن چهار پايان به هنگام صبح به سوى چراگاه است . « 3 »

[ تَسْعى : ]

« فَإِذا هِيَ حَيَّةٌ تَسْعى » « تَسْعى » از مادّهء « سعى » به معناى راه رفتن سريع است كه به مرحلهء دويدن نرسد . « 4 »

[ تَسْنِيم : ]

« تَسْنِيم و سلسبيل » به معناى چشمهء شراب طهور و عسل مصفّى است . « 5 »

[ تَسَوَّرُوا : ]

« إِذْ تَسَوَّرُوا الْمِحْرابَ » « تَسَوَّرُوا » از مادّهء « سور » به معناى ديوار بلندى است كه اطراف خانه يا شهر را گرفته باشد ، ولى بايد توجّه داشت كه اين ماده در اصل به معناى « پريدن و بالا رفتن » است . « 6 »

[ تسويل : ]

« سَوَّلَ لَهُمْ وَ أَمْلَى لَهُمْ » « تسويل » معناى « ترغيب و تشويق » نسبت به امورى كه به آن حريص است ، و نسبت اين امر به شيطان ، به خاطر وسوسه‌هايى است كه در جان انسان مىكند ، و مانع هدايت او مىشود . « 7 »

[ تُسِيمُونَ : ]

« شَجَرٌ فيهِ تُسيمُونَ » « تُسِيمُونَ » از مادّهء « إِسامَه » به معناى چراندن حيوانات است و مىدانيم حيوانات هم از گياهان زمين استفاده مىكنند ، هم از برگ‌هاى درختان . « 8 »

[ تُشاقُّونَ : ]

« كُنْتُمْ تُشَآقُّونَ فيهِمْ » « تُشاقُّونَ » از مادّهء « شقاق » به معناى مخالفت و دشمنى است و اصل آن از مادّهء « شَقّ » به معناى نصف كردن ( و شكاف ايجاد نمودن ) آمده است . « 9 »

[ تَشْخَصُ : ]

« تَشْخَصُ فيهِ الْأَبْصارُ » « تَشْخَصُ » از مادّهء « شُخُوص » به معناى از حركت افتادن چشم و به نقطه‌اى خيره شدن است . « 10 »
هامش
( 1 ) . نساء ، آيهء 1 ( ج 3 ، ص 315 ) ( 2 ) . نصر ، آيهء 3 ( ج 27 ، ص 430 ) ( 3 ) . نحل ، آيهء 6 ( ج 11 ، ص 183 ) ( 4 ) . طه ، آيهء 20 ( ج 13 ، ص 204 ) ( 5 ) . رحمن ، آيهء 50 ( ج 23 ، ص 176 ) ( 6 ) . ص ، آيهء 21 ( ج 19 ، ص 263 ) ( 7 ) . محمّد ، آيهء 25 ( ج 21 ، ص 491 ) ( 8 ) . نحل ، آيهء 10 ( ج 11 ، ص 193 ) ( 9 ) . نحل ، آيهء 27 ( ج 11 ، ص 229 ) ( 10 ) . ابراهيم ، آيهء 42 ( ج 10 ، ص 427 )
لغات در تفسير نمونه ( فارسى ) — صفحة 129 | شيخ محمد جعفر امامى