عظمت خداوند در نظرها است . « 1 »
[ تسبيح : ]
« فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ »
« تسبيح » به معناى منزه شمردن خداوند از هر گونه عيب و نقص است . « 2 »
[ تَسْرَحُون : ]
« وَ حينَ تَسْرَحُونَ »
« تَسْرَحُون » از مادّهء « سروح » به معناى بيرون كردن چهار پايان به هنگام صبح به سوى چراگاه است . « 3 »
[ تَسْعى : ]
« فَإِذا هِيَ حَيَّةٌ تَسْعى »
« تَسْعى » از مادّهء « سعى » به معناى راه رفتن سريع است كه به مرحلهء دويدن نرسد . « 4 »
[ تَسْنِيم : ]
« تَسْنِيم و سلسبيل » به معناى چشمهء شراب طهور و عسل مصفّى است . « 5 »
[ تَسَوَّرُوا : ]
« إِذْ تَسَوَّرُوا الْمِحْرابَ »
« تَسَوَّرُوا » از مادّهء « سور » به معناى ديوار بلندى است كه اطراف خانه يا شهر را گرفته باشد ، ولى بايد توجّه داشت كه اين ماده در اصل به معناى « پريدن و بالا رفتن » است . « 6 »
[ تسويل : ]
« سَوَّلَ لَهُمْ وَ أَمْلَى لَهُمْ »
« تسويل » معناى « ترغيب و تشويق » نسبت به امورى كه به آن حريص است ، و نسبت اين امر به شيطان ، به خاطر وسوسههايى است كه در جان انسان مىكند ، و مانع هدايت او مىشود . « 7 »
[ تُسِيمُونَ : ]
« شَجَرٌ فيهِ تُسيمُونَ »
« تُسِيمُونَ » از مادّهء « إِسامَه » به معناى چراندن حيوانات است و مىدانيم حيوانات هم از گياهان زمين استفاده مىكنند ، هم از برگهاى درختان . « 8 »
[ تُشاقُّونَ : ]
« كُنْتُمْ تُشَآقُّونَ فيهِمْ »
« تُشاقُّونَ » از مادّهء « شقاق » به معناى مخالفت و دشمنى است و اصل آن از مادّهء « شَقّ » به معناى نصف كردن ( و شكاف ايجاد نمودن ) آمده است . « 9 »
[ تَشْخَصُ : ]
« تَشْخَصُ فيهِ الْأَبْصارُ »
« تَشْخَصُ » از مادّهء « شُخُوص » به معناى از حركت افتادن چشم و به نقطهاى خيره شدن است . « 10 »
هامش
( 1 ) . نساء ، آيهء 1 ( ج 3 ، ص 315 )
( 2 ) . نصر ، آيهء 3 ( ج 27 ، ص 430 )
( 3 ) . نحل ، آيهء 6 ( ج 11 ، ص 183 )
( 4 ) . طه ، آيهء 20 ( ج 13 ، ص 204 )
( 5 ) . رحمن ، آيهء 50 ( ج 23 ، ص 176 )
( 6 ) . ص ، آيهء 21 ( ج 19 ، ص 263 )
( 7 ) . محمّد ، آيهء 25 ( ج 21 ، ص 491 )
( 8 ) . نحل ، آيهء 10 ( ج 11 ، ص 193 )
( 9 ) . نحل ، آيهء 27 ( ج 11 ، ص 229 )
( 10 ) . ابراهيم ، آيهء 42 ( ج 10 ، ص 427 )