اين هم نشانهاى ديگر
آيات 56 و 57 سورهء توبه :
وَيَحْلِفُونَ بِاللَّهِ إِنَّهُمْ لَمِنْكُمْ وَمَا هُمْ مِّنْكُمْ وَلَكِنَّهُمْ قَوْمٌ يَفْرَقُونَ
و آنها به خدا سوگند ياد مىكنند كه از شما هستند در حالى كه از شما نيستند ، ولى آنها گروهى هستند كه مىترسند ( و از ترس فاش شدن اسرارشان دروغ مىگويند ) .
لَوْ يَجِدُونَ مَلْجَأً أَوْ مَغَارَاتٍ أَوْ مُدَّخَلًا لَّوَلَّوْا إِلَيْهِ وَهُمْ يَجْمَحُونَ
اگر پناهگاه يا غارها يا راهى در زيرزمين بيابند ، با سرعت و شتاب به سوى آن فرار مىكنند .
* * * در آيات فوق يكى ديگر از حالات منافقان به روشنى ترسيم شده است ؛ مىگويد :
« آنها به خدا سوگند ياد مىكنند كه از شما هستند ( وَيَحْلِفُونَ بِاللَّهِ إِنَّهُمْ لَمِنْكُمْ ) » .
« در حالى كه نه از شما هستند و نه در هدفى با شما موافقند ، بلكه آنها گروهى ترسو هستند كه از شدّت ترس و اينكه مبادا رسوا شوند ، اظهار ايمان مىكنند در حالى كه در باطن كافرند ( وَمَا هُمْ مِّنْكُمْ وَلَكِنَّهُمْ قَوْمٌ يَفْرَقُونَ ) » .
« يفرقون » از مادّهء « فرق » بر وزن « شفق » به معناى شدّت خوف و ترس است ؛ « راغب » در كتاب « مفردات » مىگويد اين مادّه در اصل به معناى تفرّق و جدايى و پراكندگى است ، گويى آنچنان مىترسند كه مىخواهد قلبشان از هم متفرّق و متلاشى گردد .
در واقع چون تكيه گاهى در باطن ندارند ، همواره گرفتار ترس و وحشتى عظيم هستند و به خاطر همين ترس و وحشت هيچ گاه آنچه در باطن دارند ، اظهار نمىكنند ؛ و چون از خدا نمىترسند از همه چيز مىترسند و دائماً در حال وحشت به سر