أَخَذْنَا أَمْرَنَا مِنْ قَبْلُ ) » .
« هنگامى كه به خانههاى خود باز مىگردند از شكست يا مصيبت يا ناراحتى شما خوشحالند ( وَيَتَوَلَّوا وَّهُمْ فَرِحُونَ ) » .
اين منافقان كوردل از هر فرصتى به نفع خود استفاده و لاف عقل و درايت مىزنند كه اين عقل و تدبير ما بود كه موجب شد در فلان ميدان شركت نكنيم و مشكلاتى كه دامن ديگران را بر اثر نداشتن عقل و درايت گرفت ، دامن ما را نگرفت ؛ اين سخن را چنان مىگويند كه گويى از خوشحالى در پوست نمىگنجند !
امّا تو اى پيامبر ! به اينها از دو راه پاسخ گوى ، پاسخى دندانشكن و منطقى ، نخست « بگو : هيچ حادثهاى براى ما رخ نمىدهد مگر آنچه خداوند براى ما مقرّر داشته است ؛ همان خدايى كه مولاى ما و سرپرست حكيم و مهربان ماست و جز خير و صلاح ما را مقدّر نمىدارد ( قُلْ لَّنْ يُصِيبَنَا إِلَّا مَا كَتَبَ اللَّهُ لَنَا هُوَ مَوْلَانَا ) ! »
آرى « افراد با ايمان تنها بر خدا توكّل مىكنند ( وَعَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ ) ! »
تنها به او عشق مىورزند و از او يارى مىطلبند و سر بر آستان او مىسايند و تكيهگاه و پناهگاهشان كسى جز او نيست .
اين اشتباه بزرگى است كه منافقان گرفتار آن هستند ، خيال مىكنند با عقل كوچك و فكر ناتوانشان مىتوانند همهء مشكلات و حوادث را پيشبينى كنند و از لطف و رحمت خدا بىنيازند ؛ آنها نمىدانند تمام هستىشان همچون پركاهى است در برابر يك طوفان عظيم از حوادث ، يا همانند قطرهء كوچك آبى در يك بيابان سوزان ، در يك روز تابستان ؛ اگر لطف الهى يار و مددكار نباشد از انسان ضعيف كارى ساخته نيست .
« و تو اى پيامبر اين پاسخ را نيز به آنان بگو كه شما چه انتظارى را دربارهء ما مىكشيد جز اينكه به يكى از دو نيكى و خير و سعادت خواهيم رسيد » يا دشمنان رادرهم مىكوبيم و پيروز از ميدان مبارزه باز مىگرديم ، و يا كشته مىشويم و شربت شهادت را با افتخار مىنوشيم ، هر كدام پيش آيد ، خوش آيد ، مايهء افتخار است و روشنى چشم ما ( قُلْ هَلْ
چهره منافقان در قرآن با استفاده از تفسير پر ارزش نمونه ( فارسى ) — صفحة 65
مساهمون: ج فرازمند
ص٦٥