تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرزبان وحى و خرد ( يادنامه مرحوم علامه سيد محمد حسين طباطبائي قدس سره ) ( فارسى ) — صفحة 721

مساهمون:

ص٧٢١
علّامه اين بود كه چرا در كنار سفرهء الهى ، ديگران را شركت نداده‌ام و افزود : « تا آن‌جايى كه خود را شناخته‌ام ، در حق خودم دعاى شخصى نكرده‌ام و البته در اصول كافى از ائمه اطهار نقل شده كه دعاى شخصى نكنيد و بندگان خدا را هم در كنار سفره الهى شركت دهيد . » . اين تأديب اخلاقى در من اثر گذاشت . « 1 »

بحر بىپايان

در صبح روز سه شنبه 25 شعبان المعظم 1378 ه . ق در محضر مبارك جناب استاد علّامه طباطبائى تشرف حاصل كردم . . . ايشان فرمودند : « من اوّل در روايت بحار بسيار فحص و تتبع كردم كه از اين راه كارى كرده باشيم و دربارهء روايات ، تأليفى در موضوعى خاص داشته باشيم . بعد در تلفيق آيات و روايات ، زحمت بسيار كشيده‌ايم تا اين‌كه به فكر افتاديم بر قرآن تفسيرى بنويسيم ، ولى چنين مىپنداشتم كه چون قرآن بحر بىپايان است ، اگر به همهء آن بپردازيم ، مبادا توفيق نيابيم ؛ لذا آنچه از قرآن در اسما و صفات الهى و آيات و از اين‌گونه امور بود ، جدا كرديم كه هفت رسالهء مستقل ، در هفت موضوع ، تأليف كرده‌ايم تا اين‌كه به تفسير قرآن اشتغال ورزيديم » . « 2 »

نخوابيدن بين دو نماز شب و صبح

مادرم مىگفت : « در عرض چند سالى كه در نجف بودم ، من همه شب ساعت را كوك مىكردم و خودم بيدار مىشدم تا حاج آقا ( علّامه ) را براى نماز شب بيدار كنم . حاج آقا بعد از وضو گرفتن و نماز شب خواندن نمىخوابيدند . مىگفتند : بين دو نماز ( نماز شب و نماز صبح ) نبايد خوابيد . در اين فاصله ايشان و برادرشان ( سيد محمد حسن الهى ) كه همدرس‌شان بودند ، مىنشستند و با هم تمرين خط درشت مىكردند و بعد از نماز صبح هم به مباحثه مىپرداختند و من هم براى اين‌كه كسل و خسته نشوند ، چاى برايشان درست مىكردم . بعد از يك ساعت هم كه وقت صبحانه خوردن بود ، آن را فراهم مىكردم » . « 3 »
هامش
( 1 ) . حسن‌زاده آملى ، همان ، ص 151 ( 2 ) . حسن‌زاده آملى ، همان ، ص 225 ( 3 ) . نجمة السادات طباطبائى ، همان ، ص 356 - 357