به تبريز رفتم و از هر كس سؤال مىكردم ، او را نمىشناخت ، جز يكى از علما . سرانجام به خدمتش رسيدم ، ديدم تفسير آيات
« مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ
» و «
إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ
» را فقط براى دو نفر تدريس مىكرد . « 1 »
تفسير الميزان
ايشان در هنگامى كه در تبريز بودند ، تفسير بر قرآن كريم از اوّل تا سورهء اعراف نوشتند ؛ البته تفسيرى مختصر بود و از روى همان تفسير و نوشتههاى جمع آورى شده ، به طلاب تدريس مىنمودند ، ولى بعداً بنا شد تفسيرى به طور مفصّل كه شامل تمام نيازمندىهاى روز بوده و جهات تاريخى ، فلسفى و اخلاقى و بحثهاى اجتماعى و روايى در آن رعايت گردد ، به سبك نوينى بنويسند .
خداوند اين توفيق را نصيب ايشان نمود و تفسيرى به نام الميزان فى تفسير القرآن در بيست مجلّد نوشتند . شروع اين تفسير در حدود سنه 1374 ه . ق و ختم آن در شب قدر 23 رمضان از سنه 1392 ه . ق بوده است و در عين نوشتن ، به طلاب حوزهء علميهء قم تدريس مىنمودند . « 2 »
حال خلوت
وقتى به حضور شريف علّامه طباطبائى - رضوان اللَّه تعالى عليه - تشرف حاصل كرده بودم و عرض حاجت نمودم ، فرمود : « آقا ! دعاى سحر حضرت امام باقر عليه السلام را فراموش نكن كه در آن جمال و جلال و عظمت و نور و رحمت و علم و شرف است و حرفى از حور و غلمان نيست . اگر بهشت شيرين است ، بهشت آفرين ، حلاوت افزونترى دارد » .
عرض كردم : جناب آقا ! دستور العملى كه براى بين الطلوعين فرمودهايد ، گاهى مقدّسى من گل مىكند ، روزه مىگيرم . علاوه بر اينكه ماه مبارك رمضان در پيش است و انسان وقتى سحرى خورده ، ديگر در بين الطلوعين حالى براى خلوت و ذكر ندارد . آيا مىشود كه در اين صورت دستور را در وقت ديگر انجام دهم ؟
هامش
( 1 ) . احمدى ميانجى ، همان ، ص 232 - 234
( 2 ) . حسينى تهرانى ، همان ، ص 233 - 234