مىتوانم همهء مسائل مطرح شده در قرآن كريم را با استفاده از سورههاى كوچك بيان كنم . » اين حقايق در او نشسته بود و خود آن جناب هم به سورهء « والعصر » قرآن ، عنايت خاصى داشت . به تفسير الميزان رجوع كنيد ، مىبينيد كه حضرتش در ابتداى تفسيرِ اين سوره بيانى دارد كه خداوند متعال جميع معارف قرآنى و حقايق الهيه و انسانى را در اين سورهء كوچك بيان فرموده است « 1 » .
شيوهء نگارش الميزان
از ويژگىهاى ايشان دقتى بود كه در صرفه جويى در وقت داشتند . تفسير الميزان را كه مىنوشتند ، پيش نويس نداشت ؛ ابتدا بىنقطه مىنوشتند ، بعد كه مرور مىكردند ، مجدداً آن را نقطهگذارى مىكردند . سؤال كرديم كه چرا اوّل بىنقطه مىنويسيد ؟ فرمودند : « من حساب كردهام ، اوّل كه بىنقطه مىنويسم و بعد كه در هنگام مرور نقطه مىگذارم ، چند درصد در وقتم صرفهجويى مىشود » . « 2 »
چرا دعاى انفرادى ؟
بنده رسالهء امامت را نوشتم . چون از تحرير آن فارغ گرديدم ، آن را به حضور شريف استاد علّامه طباطبائى ، صاحب تفسير الميزان ارائه دادم و اظهار داشتم گهگاهى كه از درس و بحث خسته شديد ، به عنوان يك جلسهء استراحت و به تعبير عامهء مردم « زنگ تفريح » اين رسالهء ما را هم ملاحظه بفرماييد . ايشان لطف فرمودند و رساله را از اوّل تا آخر ، كلمه به كلمه خواندند . تا آنكه پس از مدتى فرمودند : از بطن تا ختم آن را نگاه كردم و رساله حاضر است .
مدت دو ماه به درازا كشيد تا ايشان رساله را مطالعه نموده و بررسى كردند . وقتى به حضورشان رسيدم تا آن را تحويل بگيرم ، به من اعتراض نمود كه : در فلان جاى رساله ، دعاى شخصى در حق خودتان نمودهايد ، زيرا من در جايى از آن گفته بودم : بار خدايا ! مرا به فهم خطاب محمدى صلى الله عليه و آله اعتلا ده و اين دعا را پس از بيان حديثى و شرح آن آوردم . علت انتقاد
هامش
( 1 ) . حسنزاده آملى ، همان ، ص 226
( 2 ) . زنجانى ، همان ، ص 226