تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرزبان وحى و خرد ( يادنامه مرحوم علامه سيد محمد حسين طباطبائي قدس سره ) ( فارسى ) — صفحة 717

مساهمون:

ص٧١٧
نظر قرآن بسته شود و به هم بخورد ، قرآن را پشت رو ، روى زمين نهادم . علّامه طباطبائى كه حالات و رفتارم را مشاهده مىكرد ، فوراً قرآن را برداشت و بر آن بوسه زد و به من گفت : « ديگر از اين كارها نكنيد » . و اين وضع ادب علّامه را نسبت به اين كتاب الهى نشان مىدهد . « 1 »

جايگاه الميزان

تفسير الميزان همه‌اش با فكر نوشته نشد . من معتقدم كه بسيارى از اين مطالب ، از الهامات غيبى است . كمتر مشكلى در مسائل اسلامى و دينى برايم پيش آمده كه كليد حل آن را در تفسير الميزان پيدا نكرده باشم . . . . تفسير الميزان ايشان يكى از بهترين تفاسيرى است كه براى قرآن مجيد نوشته شده است ؛ البته قرآن مجيد مقامى دارد كه نمىشود هيچ تفسيرى را گفت و ادعا كرد كه حق قرآن را ادا كرده است ، ولى مفسرين هر كدام از يك جنبهء بالخصوص ، خدمتى به قرآن كرده‌اند . مىتوانم ادعا كنم كه اين تفسير از جنبه‌هاى خاصى كه الآن وقت آن نيست كه برايتان عرض كنم ، بهترين تفسيرى است كه در ميان شيعه و سنى ، از صدر اسلام تا به امروز نوشته شده است . اصولًا من بيش‌تر مطالبى را كه در كتاب‌ها و نوشته‌هاى خود دارم ، شايد ريشه‌هايش را از علّامه طباطبائى و خصوصاً از الميزان گرفته‌ام . علّامه طباطبائى خيلى شخصيت عجيبى است ! ايشان يك سبك بيان و اسلوب خاصى دارند . عالىترين مسائل معارف را آن‌چنان به راحتى و در جملات كوتاه بيان مىفرمايند كه وصف ناشدنى است و حتى خودشان هم‌گاه توجه ندارند ؛ يعنى به نظر من ايشان مطالب را در يك حالت الهام مانند مىنويسند ، به طورى كه خودشان آن‌چنان پايبند نتيجه‌گيرى منطقى از لوازم نفايس سخنان خود نيستند . . . اين مطالب راجع به جامعه و تاريخ يكى از آن نكات عالى است - كه از الميزان به دست آورده‌ام .
بوى خوش تو هر كه ز باد صبا شنيد * از يار آشنا سخن آشنا شنيد « 2 »

تدريس براى دو نفر !

حاج شيخ لطفعلى زنوزى ، نامه‌اى به علّامه طباطبائى نوشت و مرا به ايشان معرفى كرد .
هامش
( 1 ) . محمد باقر موسوى همدانى ، همان ، ص 232 - 233 ( 2 ) . مرتضى مطهرى ، همان ، ص 235 - 236
مرزبان وحى و خرد ( يادنامه مرحوم علامه سيد محمد حسين طباطبائي قدس سره ) ( فارسى ) — صفحة 717 | مؤسسه بوستان كتاب قم