از عادات ايشان در موقع خواب ، خواندن قرآن است و بعدهم از ياد خدا غافل نبود و انسان توجه مىكرد كه آن موقعى كه صحبت و بحث مىكند ، خُب ضرورت حال اقتضا مىكند ، ولى تا اين نبود ، آن حالت حضور و توجهشان هيچگاه ترك نمىشد .
اگر موقعيتى پيش مىآمد ، قرائت قرآن و برخى از نوافل را در راه يا حتى سوار بر اتومبيل انجام مىداد . هشت جزء آخر قرآن را حفظ بود و معمولًا روزها مىخواند . حتى در اين اواخر كه بيمارى رعشه ، ايشان را گرفتار ساخته بود و واقعاً رنجشان مىداد و مرتب داروى اعصاب مصرف مىكرد ، تلاوت قرآن را ترك نمىنمود « 1 » .
عبور از كنار جنّت
[ وقتى به محضر ] علّامه طباطبائى تشّرف حاصل كردم ، عرض نمودم : حضرت آقا ! امشب شب جمعه و شب عيد است ( شب هفتم شعبان 1387 ه . ق ) . لطفى بفرماييد ! فرمودند :
« سورهء مباركهء « ص » را در نمازهاى « وتيره » بعد از حمد بخوانيد ، كه در حديث است : سورهء « ص » از ساق عرش نازل شده است » . . . سپس فرمود : « من در مسجد سهله ( كوفه ) در مقام ادريس نماز مىخواندم . در نماز وتيره سورهء مباركه « ص » را قرائت مىكردم كه ناگهان ديدم از جاى خود حركت كردم ، ولى بدنم در زمين است . به قدرى با بدنم فاصله گرفتم كه آن را از دورترين نقطه مشاهده مىكردم ، تا پس از چندى . . . نهر آبى را ديدم ، چنانچه در روايت آمده است : « ص نهر فى الجنة » .
حقير گويد كه چون در مقام ادريس نبى عليه السلام نماز مىخواندند و خداى متعال در شأن وى فرمود :
« وَ رَفَعْناهُ مَكاناً عَلِيًّا »
آن رفعت و صعود روى آورده است و مناسبات زمانى و مكانى براى حالات و واردات انسان عجيب است . « 2 »
احترام به قرآن
در يكى از روزها كه مشغول ترجمه الميزان بودم ، قرآن دستم بود و تفسير هم روبرويم و در اين حالت مىخواستم كتاب ديگرى باز نمايم ، اما چون احتمال داشت آن صفحهء مورد
هامش
( 1 ) . حسينى همدانى ، جرعههاى جانبخش ، ص 227 - 228
( 2 ) . حسنزاده آملى ، همان ، ص 228