تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرزبان وحى و خرد ( يادنامه مرحوم علامه سيد محمد حسين طباطبائي قدس سره ) ( فارسى ) — صفحة 715

مساهمون:

ص٧١٥
و خوابيدن و عبادات مىكنم و 18 ساعت هم مشغول تفكر هستم . عجيب اين‌كه مىفرمود : گهگاهى هنگام تفكر خوابم مىبرد و وقتى بيدار مىشوم ، افكارم را از آن‌جا كه مانده بود ، ادامه مىدهم . پرهيز از خودستايى آقاى طباطبائى اصلًا كلمه « من » كه دلالت بر خودستايى دارد به زبان نمىآورد . اصلًا از كلماتى كه دلالت به خودستايى داشته باشد ، دور بودند . هيچ‌گاه خود را مدح نمىگفت درباره فضل خود صحبت نمىكرد . ايشان مىفرمود : من با علم رمل خيلى مأنوس بودم و گاهىحوادث يك ماه را استخلاص مىكردم . اتفاقات هر روز را پيش‌بينى مىكردم . اگر مىگفتم فردا باران يا برف مىآيد ، همان مىشد و درست در مىآمد . بسيار عجيب بود . ايشان فرمود : روزى به جايى مىرفتيم ، با رمل فهميدم كه آن‌جا صحبت از يك دوست است . دوباره رجوع به رمل كردم ، ديدم صحبت از حبوبات است ، تعجب كردم كه‌چرا تناقض دارند آن‌جا كه واردشدم ديدم از دوستى گلايه شده ، كه چرا گندمى را كه قول داده بود . نفرستاده است . ايشان فرمود : رمل يك نكته دارد كه آن را ياد نمىدهند و آن پيدا كردن مغيبات است . از لابه‌لاى صحبت‌هايشان فهميدم كه ايشان مىخواهند اين نكته را به من ياد بدهند ؛ اما من ذوق و علاقه نسبت به آن نداشتم . بنابراين ، از حضور ايشان درخواست نكردم . رياضىدان علّامه نيز در رياضيات و نجوم تبحر و تخصص داشت . حتى مهندسان ، نقشه ساختمانى مدرسه حجتيه را زير نظر آقاى طباطبائى طرح و اجرا مىكردند و ايشان بر كارشان نظارت داشت . نقشه‌ها را مىديد و اشكالات آنان را متذكر مىشد . « 1 » حالت حضور دكتر احمدى نقل نموده است كه وقتى در لندن خدمتشان بودم ، اواخر شب كه مىخواستند بخوابند ، يك مقدار قابل ملاحظه‌اى قرآن مىخواندند و اين معلوم بود كه يكى
هامش
( 1 ) . همان