فراموش نمىكرد .
علّامه طباطبائى اهل گذشت بود . حتى آنان كه به او بدى كرده بودند . و براىيشان طلب آمرزش مىكرد .
شخصيت او از يك عمق و ژرفايى برخوردار بود ، بزرگ و بزرگوار بود و اخلاق انبياء عليهم السلام را داشت . « 1 »
حق علّامه
حسنزاده آملى
« رؤيت او - علّامه طباطبائى - آدم را به ياد خدا مىانداخت ، منطق او بر علم آدم مىافزود ، عمل و سيرت او انسان را به سوى آخرت مىكشاند ( رضوان اللَّه تعالى عليه ) حقى بر علم و اهل علم و عالم علم دارد . »
اين تفسير الميزان شهر حكمت و مدينه فاضلهايست كه در آن از بهترين و بلندترين مباحث انسانى و شعب دينى از عقلى و نقلى و عرفانى و فلسفى و حكمت متعاليه واخلاقى و اجتماعى و اقتصادى و غيرها بحثشده است .
در محضر استاد سخن از زمان تحصيل و كارهاى علمى معظم له به ميان آمد ، فرمودند :
من انتظار آمدن بهار و تابستان را مىبردم ، چه در آن دو فصل چون شبها كوتاه بود ، شب را به مطالعه و نوشتن به روز مىآوردم و در روز مىخوابيدم .
سپس درباره تفسيرش فرمودند : من اوّل در روايات بحار بسيار فحص و تتبع كردم كه از اين راه كارى كرده باشم و درباره روايات تاليفى در موضوعى خاص داشته باشم ، بعد در تلفيق آيات و روايات زحمت بسيار كشيدم تا اينكه به فكر افتاديم بر قرآن تفسيرى نويسيم ، ولى چنين مىپنداشتم كه چون قرآن بحرى بىپايان است اگر به همه آن بپردازيم مبادا توفيق نيابيم ، لذا از قرآن آنچه از اسماء و صفات الهى و آيات معاد و از اينگونه امور بود جدا كرديم كه هفت رساله مستقل در هفت موضوع تاليف كردهام ، تا اينكه به تفسير قرآن اشتغال ورزيدم .
وقتى جناب استاد علّامه طباطبائى براى اين داعى حكايتفرمود كهچون از تبريز عزم معارت به قم كردهام با قرآن مجيد استخاره نمودم و اين آيه كريمه آمد : «
هُنالِكَ الْوَلايَةُ لِلَّهِ
هامش
( 1 ) . همان