شكيبايى ملاصدرا
يك وقتى مرحوم علّامه طباطبائى را در خيابان زيارت كردم و در معيّت ايشان تا درب منزلشان رفتم . به درب منزل كه رسيديم ، ايشان تعارف كردند . عرض كردم : مرخص مىشوم .
ايشان در پلهء بالا ايستاده بودند و من پايين بودم و رو به من كرد و فرمود : « حكماى الهى » اين همه فحشها را شنيدند ، سنگ حوادث را خوردند ، قلمها به دشنام و بدگويى آنها پرداختند .
اين همه فقر و فلاكت و بيچارگى را از تبليغات سوء كشيدند . گاهى به « كهك » به سر مىبردند و گاهى . . . با اين همه حقايق را در كتابهايشان نوشتند و گفتند . آقايانى كه به ما بد گفتيد و فحش داديد و زندگى را به كام ما تلخ كرديد و مردم را عليه ما شورانيديد حرف اين است و حق اين است كه نوشتهايم و براى شما گذاشتهايم ؛ حال هر چه مىخواهيد بگوييد . « 1 »
اصول فلسفه و روش رئاليسم
از ديگر جلساتى كه در كنار درس و بحث در آن شركت مىكردم ، جلسهء مباحث فلسفى علّامه طباطبائى بود . اركان اين جلسه عبارت بودند از آقايان : مطهرى ، منتظرى ، محلاتى ، جزائرى ، قدوسى و . . . كه مجموعاً ده - پانزده نفر بودند . شبهاى پنجشنبه در خانههاى اعضا به نوبت تشكيل مىشد .
مقاله به خط علّامه روى كاغذ پياده مىشد و تكثير مىگرديد . سپس علّامه آن نوشته را براى جمع مىخواند و اگر مطلبى به ذهنشان مىرسيد ، مطرح مىكردند . نتيجهء اين مباحث ، كتاب اصول فلسفه و روش رئاليسم شد كه مرحوم مطهرى اين كتاب را با پاورقىهاى سودمند و محققانهء خود ، چاپ و عرضه كرد . از مرحوم علّامه طباطبائى ، پيش از انتشار اين كتاب با حواشى مرحوم مطهرى شنيدم كه فرمود : « آقاى مطهرى حقيقتاً در نوشتن اين حواشى خودكشى كرده است و رنج و مشقت فراوان را بر خود هموار نموده است » . « 2 »
ذكر نام راويان ضعيف
هامش
( 1 ) . حسنزاده آملى ، همان ، ش 22 ، ص 25 - 26
( 2 ) . واعظزاده خراسانى ، همان ، ش 43 و 44 ، ص 206