علّامه طباطبائى رحمه الله احاديثى كه مىخواندند ، اسم تك تك راويان را مىبردند ولو راوى ضعيف بود ، و مىگفتند : اين بزرگوار اين روايت را به ما رسانده و سعى مىكردند اسامى اينها را مثلًا در حوزهها حفظ كنند . « 1 »
بوسيدن نهج البلاغه
من در بين اساتيد نديدم كسى كه نهج البلاغه را مثل قرآن ببوسد ، ولى از ايشان [ علّامه طباطبائى ] ديدم . « 2 »
فكرى منطقى
مرحوم آقاى طباطبائى سعى مىكردند كه تفكرشان منطقى باشد و دوستانشان هم اينچنين باشند . ايشان مىفرمود : « برهان براى كسى كه خودش آن را يافت ، خوب است » . لذا مرحوم علّامه دربارهء اين قسمتهاى منطقى هم چندين رساله نوشتند . اصرار داشتند كه دوستانشان از اين تفكر هم سهمى ببرند . « 3 »
شعر خواندن
ممكن بود احياناً شعرى بگويند و يا در جلسات خصوصى قبل از درس و يا بعد از درس ، شعرى بخوانند و اگر در وسط درس سخن از مطلبى مىشد ، سعى مىكردند يا شعر نخوانند يا اگر مىخوانند ، نيمه تمام بگذارند . مىفرمود : « ممكن است روشى كه بعضىها داشتند و كم كم شعر آمده است وسط درس و آن چنان اين مهمان ناخوانده جاى درس را گرفت كه همهء براهين را كنار گذاشته است » . اصرار داشتند كه در نوشتهها و گفتار يا در درس شعر نخوانند .
مىفرمود : « گرچه « انَّ من الشعر لحكمةٌ » امّا خيلى از اشعار است كه گاه به صورت خطابه است . آن آهنگ خوب ، آن وزن خوب ، انسان را مسحور مىكند » . يك بار در جلسهاى ، كسى از ايشان سؤال كرد كه : اين كتاب الدمعة الساكبه كه در مقتل نوشته شده است ، به نظر شريف شما تاريخش ، مقتلش صحيح است يا نه ، فرمود : « اگر مقتلش ضعيف باشد ، آهنگ روضه
هامش
( 1 ) . جوادى آملى ، ميراث ماندگار ، ص 143 ، سال دوم
( 2 ) . جوادى آملى ، همان
( 3 ) . جوادى آملى ، همان ، ص 138 و 139