اقامهء عدالت اجتماعى است و اعمال عبادى و شاخ و برگهاى ديگر ، فرعى است ؛ بنابراين ، اگر كسى قيام به عدالت اجتماعى كند ، كار او مبناى دينى دارد ولو عقيده نداشته باشد و عبادت هم نكند .
علّامه ضمن انتقاد به اين انديشهء ناتمام مىنويسد :
بايد گفت كه اين خيال نيز فاسد است . بحثكنندهاى كه با تأمل كافى در كتاب و سنت وسيرهء نبوى صلى الله عليه و آله به بحث بپردازد ، در وقوف بر بطلان توهم بالا احتياج به دردسر و زحمت استدلال ندارد ، مضافاً آنكه اين گفته ، توحيد و اخلاق كريمه را از كار در نواميس دينى حذف مىكند و هدف دينى را كه عبارت از كلمهء توحيد است ، به صورت هدف دنياى متمدن درمىآورد ، كه عبارت از كامروايى از زندگى مادى است . به عبارت ديگر ، اسلام در جعل قانون ، فقط به تعديل اراده و كار مردم اكتفا نكرده ، بلكه قانون را با اعمال عبادى ، تكميل و معارف حقه و اخلاق فاضله را بدان اضافه مىنمايد . بنابراين ، عقيده و عمل صالح هردو لازم است و همانطور كه عمل بدون اعتقاد صحيح كارساز نيست ، اعتقاد و باور هم بدون عمل صالح و اخلاق فاضله كه در منش آدمى تجلى نمايد ، موجب نجات و رستگارى نمىگردد . « 1 »
علّامه طباطبائى و جريان روشنفكرى
در جامعهء ايران سه جريان فكرى با تأثر از فرهنگ و تمدن غرب در دانشگاهها و مراكز علمى ظهور كرد كه عبارتند از :
1 . جريان ماركسيسم كه بعد از انقلاب اسلامى و با فروپاشى شوروى ، جاذبهء خود را از دست داد ، گرچه قبل از آن ، بسيارى از افراد روشنفكر و سياسى را تحت تأثير خويش قرار داده بود .
از ديدگاه حكيم علّامه طباطبائى و شاگردش ، شهيد مطهرى ، بحث مهم و اساسى كه تحقيق ويژه مىطلبد و شايسته است كتابى دربارهء آن نوشته شود ، « گرايش به لاييك است » و بحث ديگر راجع به « علل پيدايش و گرايش به ماركسيسم » بر اساس قوانين ماركسيسم است .
بايد تحقيق كرد و ديد زمينهء اجتماعى و تحولات فكرى و فرهنگى و فلسفى به چه مرحلهاى
هامش
( 1 ) . همان