تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرزبان وحى و خرد ( يادنامه مرحوم علامه سيد محمد حسين طباطبائي قدس سره ) ( فارسى ) — صفحة 695

مساهمون:

ص٦٩٥
بررسى ديدگاه علّامه طباطبائى دربارهء علم و دين ، نوشتارى مستقل مىطلبد كه در اين مختصر نمىگنجد ، « 1 » امّا در صفحات آينده به بخشى از نظريات دين در اين زمينه اشاره مىكنيم . علّامه ضمن تأكيد بر اين نكته كه دين از نظر منطق قرآن ، روش زندگى اجتماعى است كه به منظور سعادت ابدى و نجات سرمدى انسان ، به صورت قوانين و مقرّرات هماهنگ با تكوين ، برنامه ريزى شده است ، مىفرمايد : دين اللَّه سبحانه هو تطبيق الانسان حياته على ما تقتضيه فيه قوانين التكوين و نواميسه حتى يقف بذلك موقفاً تتحراه نفسية النوع الانسانى . « 2 » از نظر علّامه ، حيات طيبه كه قرآن براى انسان ترسيم مىكند ، حياتى است جاودانى كه با مرگ قطع نمىشود و در نتيجه انسان بايد روشى را در زندگى اتخاذ نمايد كه به درد سراى گذران و نيز جاودان بخورد « 3 » و راهى را برود كه وى را به سر منزل سعادت دنيا و آخرت برساند . اين روش همان است كه قرآن « دين » مىنامد و از نيروى عمومى و اقتضاى كلى دستگاه آفرينش ، الهام و سرچشمه مىگيرد . دين از نظر منطق قرآن ، روش زندگى اجتماعى است كه انسان به منظور تأمين سعادت ، آن را اتخاذ نموده است . اما نظر به اين‌كه زندگى انسان ، محدود به جهان پيش از مرگ نيست ، اين روش بايد هم مشتمل بر قوانين و مقرّراتى باشد كه با به كارگيرى و اجراى آن ، سعادت و خوشبختى دنيوى انسان ، تأمين شود و هم مشتمل بر عقايد و اخلاق و عباداتى باشد كه سعادت آخرت را تضمين نمايد ، زيرا حيات انسان ، يك حيات مستمرّ و متصل است و هرگز جنبهء دنيوى و اخروى از هم ديگر جدا نمىشود . « 4 »

تعريف اسلام از ديدگاه علّامه

از نظر علّامه اسلام به معناى تسليم و گردن نهى است و قرآن كريم ، دينى را كه به آن دعوت مىكند ، از اين رو اسلام ناميد كه برنامهء آن تسليم شدن انسان به خداست ، تا جهانيان
هامش
( 1 ) . ما ديدگاه علّامه را در اين باره و عقل و دين در دو مقالهء مستقل آورده‌ايم كه به زودى تحت عنوان « كلام جديد » منتشرخواهد شد ( 2 ) . الميزان ، ج 8 ، ص 299 ، ذيل آيهء 19 آل عمران و آيهء 30 روم ( 3 ) . الميزان ، ج 8 ، ص 299 ( 4 ) . بررسىهاى اسلامى ، ص 35 - 36