تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرزبان وحى و خرد ( يادنامه مرحوم علامه سيد محمد حسين طباطبائي قدس سره ) ( فارسى ) — صفحة 697

مساهمون:

ص٦٩٧
است و دين و توسعه و مديريت اسلامى ، همچون حلقات يك زنجير ، به همديگر متصل است ؛ « 1 » به‌طورى كه روح توحيد در اخلاق كريمه‌اى كه دين دعوت به آن كرده ، جارى است و نيز در اعمالى كه افراد مجتمع مكلف به انجام آنند ، پراكنده است ؛ پس اگر همهء اجزاى دين اسلام ، تجزيه و تحليل شود ، به توحيد برمىگردد و اگر توحيد به حال تركيب درآيد ، به صورت اخلاق و اعمال درمىآيد . اگر توحيد از مقام عالى اعتقادى فرود آيد ، اخلاق و اعمال مىشود و اگر اخلاق و اعمال از درجهء نازل خود بالاتر روند ، توحيد خواهند بود . از ديدگاه علّامه ، اسلام روش جارى و قوانين موضوعهء خود را بر اساس اخلاق بنياد مىكند و با تأكيد و اصرار فراوان ، مردم را به اخلاق پاك فرا مىخواند ، زيرا قوانين عملى در گرو و برعهدهء اخلاق است ، چون اخلاق در سِرّ و آشكار و خلوت و جلوت ، وظيفه و كار خود را بهتر از يك پليسِ مراقب و با هر نيروى ديگرى كه در حفظ نظم كوشش كند ، انجام مىدهد ، از طرف ديگر اگر اخلاق فاضله بخواهد ثابت و پابرجا بماند ، ضامنى لازم دارد كه آن را حفاظت و نگهدارى كند ، كه غير از « توحيد » نيست ؛ يعنى آدم معتقد باشد جهان خداى واحدى دارد كه داراى اسماء حُسنى است و هدف او از خلق ، تكامل و نيك‌بختى آفريده‌هاست و خير و صلاح را دوست دارد و شرّ و فساد را دشمن مىدارد و سرانجام همهء مردم را به منظور فيصله دادن به امور ، جمع خواهد كرد و همه را به‌طور كامل جزا خواهد داد . واضح است اگر اعتقاد به معاد در بين مردم نباشد ، ديگر موجب اساسى و اصيلى كه افراد بشر را از پيروى هوا و هوس بازدارد و جلو لذات غير طبيعى را بگيرد ، وجود نخواهد داشت . « 2 »

نقد علّامه بر آراى جامعه‌شناسان

علّامه طباطبائى به عقيدهء جامعه‌شناسان كه غرض اصلى دين را اقامهء عدالت اجتماعى مىدانند ، اشاره مىكند و ضمن نقادى آن مىفرمايد : برخى از علماى علم الاجتماع چنين توهم نموده‌اند كه حقيقت دين و غرض اصلى آن ،
هامش
( 1 ) . مقدمهء الميزان و فرازهايى از اسلام ( 2 ) . مجموعه رسائل ، ص 329 - 330 و 333 - 334 ، با تلخيص