تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرزبان وحى و خرد ( يادنامه مرحوم علامه سيد محمد حسين طباطبائي قدس سره ) ( فارسى ) — صفحة 692

مساهمون:

ص٦٩٢
مقالات فارسى و عربى دليل اين مدعاست . ايشان در تفسير الميزان با اشاره به افكار بىاساس برخى از دانشمندان غربى و يا روشنفكران غربزده ، معارف ناب اسلامى را مطرح كرد و ضمن شناخت مقتضيات زمان و مكان ، در سال‌هاى دههء بيست و سى ، هدايت جامعه را با دفع شبهات به عهده گرفت . ايشان افكار جاهلان و مغرضان را دربارهء معارف اسلامى و دينى ، نقد و بررسى كرد و كتاب‌هاى شيعه در اسلام ، فرازهايى از اسلام ، اسلام و انسان معاصر ، بررسىهاى اسلامى و ديگر آثار را در همين راستا نگاشت . 3 . نوآورى و خلاقيت : علّامه نه تنها در مبانى فلسفى ( معرفت و هستىشناسى و نظام ارزشى ) داراى نوآورى و خلاقيت بود ، « 1 » بلكه در مبانى فقهى و اصول و روايت و تفسير ، نكات دقيق و ظريفى را عرضه كرد . « 2 » كلام حكيمانهء شهيد مطهرى در اين باره معروف و مشهور است . به حق ، اين حكيم فرزانه ، خطوط اساسى طرح‌هاى جامع و كلان را در اكثر موضوعات اسلامى ترسيم نمود و منشأ خدمات بزرگى شد . 4 . مكمل علت محدثه و مبقيهء انقلاب اسلامى : ايشان با پرورش شاگردانى چون شهيد مطهرى و بهشتى و قدوسى و ربانى ، نه تنها در پديد آوردن انقلاب ، همگام با امام خمينى قدس سره نقش مهمى داشت ، بلكه با توسعه و تعميق دين در جامعه و محافل علمى ، در حفظ و تداوم انقلاب نيز ، ثمربخش‌ترين مسؤوليت را به عهده گرفت ، زيرا حركت اسلامى و نهضت امام خمينى ، مؤسس اصلى انقلاب ، حركتى الهى - سياسى بود كه اگر از پشتوانهء عميق دينى و معرفتى برخوردار نبود و از مبانى عميقِ فلسفى ( معرفت و هستىشناسى و نظام ارزشى ) كه علّامه آنها را به صورت برهانى ارائه كرده بود ، بىبهره بود ، متلاشى و حفظ و استمرار آن ، با آفاتى مهلك مواجه مىشد . بنابراين ، يكى از تأثيرات مهم علّامه ، ارائهء مسائل عقيدتى اسلام ، به صورت عقلى و فلسفى بود . وى معارف قرآن را برهانى كرد و با استفاده از مكتب ملاصدرا ، اين اصل مهم را به اثبات رساند كه قرآن و برهان و عرفان ، از هم جدايى ندارند و كاملًا هماهنگ اند . افكار علّامه طباطبائى ، در پژوهشگاه‌هاى علوم انسانى و محافل علمى و دانشگاهى ، تحت عناوين دين و توسعه ، اصول تمدن سازى اسلامى ، حاكميت دين در دانشگاه‌ها ، الگوى نو
هامش
( 1 ) . نگارش : اصول فلسفه و روش رئاليسم ، بداية الحكمه و تعليقات بر اسفار و شفا ، از اين نمونه است ( 2 ) . حاشيه الكفايه ، تعليقه بر بحارالانوار و تفسير الميزان ، نمونهء اين تلاش است