اقيانوس بىكران دين هستند ، با روش ويژهاى به بازسازى معرفت دينى پرداخت و تحولاتى ايجاد كرد . علّامه بر اين باور بود كه گرچه برخى از كاوشها و تكاپوها جلاى انصاف و بىغرضى ندارد ، ولى بر دينداران است وظيفهء دينى و عقلانى خويش را در روشن ساختن ابعاد و جوانب مختلف دين ايفا كنند و با استفاده از مسلكهاى نو در تدوين و نگارش مكتب و رسالههاى علمى جديد « 1 » و حتى استفاده از روشهاى پيشرفته مباحث علمى جهان ، الگوى نو معرفت و فقاهت را طراحى نمايند و به جبران كاستىهاى معرفتشناسى و هستىشناسى بپردازند . ايشان يكى از وظايف مهم متفكران دينى و صاحب نظران اسلامى را ، عرضهء نظريات و مبانى معرفتشناسى و آراى دين شناختى همراه با شبههزدايى مىدانست . مرحوم علّامه از متفكران بزرگ دينى است كه بزرگترين مشغلهء فكرى خود را ، دينشناسى و شناخت و بيان ابعاد آن قرارداد و آراى عميق و دقيقى عرضه كرد كه به قول حكيم شهيد مطهرى ، با گذشت ساليان دراز ، عظمت ايشان و افكار و انديشههاى بلند او روشن خواهد شد . بدون شك گردآورى آراى علّامه دربارهء دين و دفاع عقلانى از آن و تأمل در آراى معرفتشناختى و دين شناختى ايشان ، ثمرات و نتايج درخشانى براى پژوهشگران دينشناسى خواهد داشت و زمينههاى تحقيقى را در امر دين بيش از پيش هموار خواهد كرد .
بى ترديد در عصر ارتباطات و اطلاعات ، انسان نمىتواند خود را از امواج فكرى برخاسته از سوى ديگران ، در امان بدارد و دير يا زود با اين افكار آشنا مىشود و در برابر شبهات و انديشههاى ديگران بايد واكنش نشان دهد ؛ يا آنها را بپذيرد يا گزينش و انتخاب نمايد . در اين زمينه نظريات و ديدگاههاى علّامه طباطبائى را بيان مىكنيم .
اين نوشتار ضمن بيان تأثير علّامه در دفاع عقلانى از دين و تشريح ديدگاههاى دينشناسى او ، مىكوشد سمت و سوى تحقيقاتِ معرفتشناسى و دينشناسى را روشن كند و اين نكته را خاطر نشان نمايد كه پرداختن به مسائل دينى با عنايت به پاسخِ شبهات ، صورتى از دفاع عقلانى از دين است كه روش و منش و درايت و دانش بزرگانى چون علّامه سرمشق ماست .
علّامه طباطبائى بعد از آگاهى از كتاب انسان و جستوجوى روان اثر يونگ ، خواستار ترجمه آن مىشود و مىگويد : « بايد جهان را شناخت . ما نمىتوانيم خود را در برجهاى
هامش
( 1 ) . برگرفته از پيام مقام معظّم رهبرى به نخستين كنگرهء علمى - تخصصى دائرةالمعارف فقه بر مذهب اهل بيت عليهم السلام . ر . ك : مجلهء فقه اهل بيت ، ش اوّل ، ص 19 - 23