به همين جهت علّامه در انسانشناسى ، مجموعه معارف دينى را فطرى مىداند و ضمن تأكيد بر هماهنگى ديانت و سياست ، به حضور دين در قلب اجتماع و تلازم دين با زندگى اجتماعى ، برهان اقامه مىنمايد و از گزارههاى دينى به عنوان گزارههاى خِرَدپذير - نه خِرَدستيز و عقل گريز - ياد مىكند . « 1 »
علّامه مىگويد :
« دين اللَّه سبحانه هو تطبيق الانسان حياته على ما تقتضيه فيه قوانين التكوين و نواميسه . . . » .
روششناسى علّامه در احياى دين
روششناسى علّامه در احياى دين ، ثمرات درخشانى دارد . با مطالعهء آثار علّامه ، شايد بتوان روششناسى اين حكيم الهى را در احياى دين در دو قلمرو بررسى كرد : قلمرو احياى نظرى ؛ احياى عملى يا ايجاد شخصيت و جامعهء ربّانى .
در قلمرو نخست بايد به اصل تلقى علّامهء طباطبائى از دينِ زنده يا احياى دين تأكيد كرد كه سرنوشت روششناسى آن متأله نامور را رقم مىزند و آن « دين خدايى » و « خدايى كردن دين و جامعه » بود .
در روششناسى علّامه ، دين و جامعه به خدا محورى و ربانيت و خدايى شدن انسان و جامعه باز مىگردد و رنگ غير خدا از ساحت دين و فرد و جامعه زدوده مىشود . علّامه با استفاده از روش اجتهاد ، عقل و برهان ، شهود عرفانى ، روش توسعهاى ، معرفتشناسى برون و درون دينى و با اطلاع از روشهاى اخبارى و علمى و التقاطى و تاريخى و هرمنوتيك و مكتب تفكيك و تلفيق و اتحاد و . . . در احياگرى « 2 » ، روح ربانيت و خدايى شدن را در عرصههاى مختلف اجتماعى و فرهنگى و سياسى و اقتصادى و . . . جارى مىكرد و با استفاده از روشهاى معقول و منطقى در احياگرى تفكر ، به دنبال ايجاد جامعهء ربّانى در ابعاد مختلف زندگى فردى و اجتماعى بود .
از ديدگاه علّامه ، دين و آورندهء آن در قلب اجتماع حضور دارند و روششناسى احياى
هامش
( 1 ) . الميزان ، ج 8 ، ص 299
( 2 ) . مجموعه مقالات دومين كنگرهء بين المللى امام رحمه الله و احياء تفكر دينى ، ج 3 ، ص 25 - 41