دين بر عرفان متعالى مبتنى است .
در قلمرو احياى عملى دين يا ايجاد جامعهء ربّانى ، نيز روششناسى علّامه بر اصول كلامى استوار است كه برخى از آن عبارت است از :
1 . جامعيّتِ دين مبين اسلام و جهانى و جاودانى بودن آن ؛
2 . پاسخگويى دين به تمامى نيازهاى بشر در عرصههاى مختلف ؛
3 . حضور دين در قلب اجتماع ؛
4 . برهانى بودن گزارههاى دينى و هماهنگى عرفان و برهان و قرآن ؛
5 . لزوم رهبرى ربانى ؛
6 . لزوم زدودن ولايت غير الهى از نظام ادارى و سياسى ؛
7 . حاكميت دين در عرصههاى مختلف زندگى ، از مجراى ولايت و اصل مردم مدارى ؛
8 . احياى عملى از طريق احياى عرفان و عقلانيت دينى و احياى دين در عرصهء نظامهاى اجتماعى و تعليم و تربيت و احياى هنر و ادبيات اسلامى ؛
9 . هماهنگى ديانت و سياست و ولايت ؛
10 . فطرى بودن مجموعه معارف دينى ؛
11 . ضرورت بعثت انبيا به منظور هدايت و نيل انسان به سعادت و حفظ و نگهدارى فطرت ؛
12 . ضرورت وجود امام معصوم با نصب الهى و علم لَدُنّى ، جهت استمرار اهداف انبياى الهى . « 1 »
رويكرد نظامند به پديدهء دين
علّامه طباطبائى با آگاهى از اينكه انسان قرن بيستم با تمام رشد و توانمندىِ علمى و صنعتىِ خويش ، توجه و رويكردى نظاممند به پديدهء دين پيدا كرده و به پژوهش در ابعاد مختلف دين پرداخته است و متفكران جهان در كنار دين مسكن گزيده و به ژرفكاوى در مسائل دين پرداختهاند و همچون تشنگانى در پى سيراب كردن عطش معنوى خويش ، از
هامش
( 1 ) . ر . ك : علّامه طباطبائى ، الميزان ، ج 8 ، ص 299 ، ذيل آيهء 19 آل عمران و 30 روم و سورهء محمد صلى الله عليه و آله