اعتراض نموده ، ولى به تفسير از نفس و روح اعتراض ننموده است ، با آنكه از نظر فلسفى تفسير نفس به مراتب مشكلتر و دقيقتر از معناى عقل مىباشد ؟ !
علت اشتباه علّامه مجلسى
علّامه طباطبائى معتقد است علت خطاى علّامه مجلسى در تفسير عقل دو چيز است :
1 - سوء ظن به فيلسوفان و كسانى كه از روش عقلى در معارف پيروى مىكنند . 2 - يكسان انگاشتن همه روايات « 1 » . علّامه طباطبائى اصل خطاى علّامه مجلسى را پذيرفته و مسلّم فرض كرده است و اكنون دنبال ريشهيابى اين اشتباه است ؛ در حالى كه مسلّم دانستن آن خطا ، خود خطا است . اما دو علتى را كه علّامه طباطبائى فرموده است :
هر كس كه با بحارالانوار سر و كار داشته ، مىداند كه علّامه مجلسى چنين سوءظنّى را به فيلسوفان دارد ، گر چه برخى افراد حاضر نيستند اين واقعيت را بپذيرند و با جمع كردن برخى از عبارتهاى علّامه مجلسى درباره خواجه نصير و با ناديده گرفتن برخى ديگر از كلمات او ادعا كردهاند كه علّامه مجلسى با فيلسوفان شيعى مذهب مخالفتى نداشته است ، ولى به هر حال علّامه طباطبائى در اين نسبت ، سوءظن به علّامه مجلسى به فيلسوفان بر حق است . علت سوءظن علّامه مجلسى نيز در ادامه اين مقال روشن مىگردد .
راه درست فهم روايات به نظر علّامه طباطبائى پذيرفتن تفاوت سطح روايات است ، برخى روايات از غرر اخبار بوده كه تنها افرادى خاص آنها را مىفهمند و بعضى روايات - كه بخش اعظم آنها است - در سطح فهم افراد عادى مىباشد . نه همه راويان در يك سطح بودهاند و نه تمام حقايق در يك سطح از دقت و لطافت است و كتاب و سنّت مكرراً اين نكته را تذكر دادهاند كه معارف دين داراى مراتب متفاوت است و براى هر مرتبهاى اهلى وجود دارد و با ناديده گرفتن اختلاف مراتب معارف اصلى دين نابود مىگردد .
شايد بتوان گفت : علّامه طباطبائى سر بىصاحب مىتراشد ، زيرا چه كسى منكر آن است كه اخبار و روايات در يك سطح نبوده ؛ برخى از آنها از غرر و غوامض روايات است و برخى پاسخ سؤالهاى عادى مردم است ؟ ! علّامه مجلسى در همين باب دوم از كتاب عقل و جهل ،
هامش
( 1 ) . بحار الانوار ، ج 1 ، تعليقه ص 100