اگر علّامه طباطبائى علت اشتباه مجلسى را سوء ظن او به فيلسوفان مىداند ، علت انتقاد خود او از علّامه مجلسى در همين سوء ظن ايشان به علّامه مجلسى است و گرنه سخن مجلسى چيزى غير از سخن ملاصدرا نبوده است .
علاوه بر آنكه « عقل » چيزى است كه معناى آن هنوز به درستى براى فيلسوفان و نيز براى مردم روشن نشده است و چگونه علّامه طباطبائى با مسألهاى اختلافى و جدلى الطرفين بر علّامه مجلسى اينگونه انتقاده كرده است . براى روشن شدن اين ابهام در معناى عقل به تفسيرهاى ذيل دقت شود :
سل الناس ان كانوا لديك أفاضل * عن العقل و انظر هل جواب محصّل « 1 »
1 - علم به منفعت و ضرر كارها .
2 - فكر خوب براى به دست آوردن كارهاى دنيا .
3 - رأى مشترك .
4 - قدرتى در نفس كه به وسيله آن از مقدمات بديهى ، تحصيل يقين مىشود .
5 - جزئى از نفس كه به وسيله آن مواظبت بر انجام كارى در طول زمان محقق مىشود .
6 - قوه استدلال و كمال و فوق كمال ( عقل هيولانى ، بالملكة ، بالفعل ، مستفاد ) .
7 - جوهر مفارق . « 2 »
8 - قوه تعقل و فكر كردن .
9 - قوه ادراك معانى كلى و قوه دريافت روابط و مناسبات ميان اشيا ، عقل به اين معنا در مقابل قوه غريزى حيوان است ، زيرا حيوان فقط اشيا را بدون روابط و مناسبات آنها درك مىكند .
10 - آنچه كه مقابل هواى نفس و ديوانگى است ؛ يعنى قدرت درست حكم نمودن .
11 - قوه استدلال و استنباط و استخراج فروع و نتايج .
12 - هيئت تأليفى اصولى كه به واسطه آنها مىتوان به استدلال پرداخت .
13 - اصول حاكم بر فعاليتهاى انسانى و هادى آنها ، البته هر اصلى و هر هدايتى عقل نيست ، بلكه در جهت مثبت بودن شرط لازم آن است .
هامش
( 1 ) . المباحث المشرقيه ، ج 1 ، ص 485
( 2 ) . اين هفت معنا را ملاصدرا در « مفاتيح الغيب » ص 135 ذكر كرده است