علّامه مجلسى مىگويد : « عقل اصطلاحاً به شش معنا به كار مىرود :
الف ) قوه ادراك خير و شر و تميز بين آنها ؛
ب ) ملكهاى نفسانى كه دعوت به انجام خير و اجتناب از شر مىكند ؛
ج ) قوهاى كه مردم در نظام زندگى خود به كار مىبرند ؛
د ) مراتب استعداد نفس براى فراگيرى نظريات ؛
ه ) نفس ناطقه انسانى ؛
و ) جوهرى كه ذاتاً و فعلًا ارتباط با ماده ندارد . « 1 » »
علّامه طباطبائى در تعليقه خود بر اين سخن علّامه مجلسى سه نكته را مورد تأكيد قرار داده است :
1 - آنچه را مجلسى فرموده نه با معناى عرفى عقل سازگار است نه با معناى فلسفى آن ؛
2 - علت اشتباه مجلسى چيست ؟ ؛
3 - راه درست فهم روايات .
اما توضيح معناى عقل :
ملاصدرا در شرح اصول كافى مىفرمايد : « در معناى عقل اختلاف و اضطرابهاى زيادى وجود دارد ، علت اين اختلاف آن است كه ديدهاند گاهى گفته مىشود : عقل مخلوق نخستين است و گاهى عقل به عنوان يك خصلت و ملكهء انسانى به شمار مىرود گاهى به معناى غريزهاى به كار مىرود كه باعث تميز و جدايى انسان و حيوان است و گاهى نيز به معناى روش خوب در استنباط امور دنيا است و گاهى نيز معناى ديگرى دارد . بهتر آن است كه گفته شود عقل گاهى به صورت مشترك لفظى بر معانى مختلف به كار مىرود و گاهى به صورت تشكيكى استعمال مىشود . « 2 » »
علّامه مجلسى معانى اوّل و دومى را كه ذكر نمود « 3 » به يك معنا برگردانده و بنا بر اين پنج معنايى كه در كلام مجلسى بود دقيقاً همان پنج معنايى است كه ملاصدرا ذكر كرده است . و
هامش
( 1 ) . بحارالانوار ، ج 1 ، ص 100
( 2 ) . شرح اصول الكافى ، ج 1 ، ص 223
( 3 ) . بحارالانوار ، ج 1 ، ص 101