يكى - دو تعليقهاى كه صريحاً در آنجا نظر علّامه مجلسى را رد كردند اين امر براى طبقهاى كه تا اين اندازه حاضر نبودند نظريات مجلسى مورد ايراد واقع شود خوش آيند نشد . متصدّى و مباشر طبع - بنا به الزامات خارجيه - از ايشان تقاضا كرد كه در بعضى از مواضع قدرى كوتاهتر بنويسند و از بعضى ايرادها صرف نظر كنند . علّامه حاضر نشد ، و فرمود : در مكتب شيعه ارزش جعفر بن محمد الصادق عليه السلام از علّامه مجلسى بيشتر است . زمانى كه به جهت بيانات و شروح علّامه مجلسى ، ايراد عقلى و علمى بر حضرات معصومين عليهم السلام وارد گردد ، ما حاضر نيستيم آن حضرات را به مجلسى بفروشيم ، و من از آن چه به نظر خود در مواضع مقرّر ، لازم مىدانم بنويسم ، يك كلمه كم نخواهم كرد .
لذا بقيّه مجلدات بحارالانوار ، بدون تعليقه علّامه طباطبائى چاپ شد ، و اين اثر نفيس فاقد تعليقات علّامه گرديد » « 1 » .
عبارت فوق نيز به روشنى دلالت دارد كه نقدهاى علّامه طباطبائى بر بيانات علّامه مجلسى بوده است نه بر رواياتى كه در اين كتاب جمع آورى شده است .
مجموعه تعليقات علّامه طباطبائى بر شش جلد اوّل و پنجاه صفحه اوّل جلد هفتم بحار الانوار هشتاد و چهار « 2 » تعليقه است كه غالباً بسيار كوتاه و خلاصه اما پرعمق و پر محتوا هستند .
ما در اين جا به بررسى اين تعليقات و داورى بين دو علّامه بزرگوارى كه يكى نماينده مكتب حديثى و اخبارىِ معتدل است و ديگرى نمايندهء فكر فلسفى حكمت متعاليه است ، مىپردازيم .
عقل از ديدگاه محدث و حكيم
آنچه كه باعث جلوگيرى از ادامهء نوشتن تعليقات علّامه طباطبائى بر بحارالانوار گرديد دو تعليقهاى بود كه در پاورقى جلد اوّل ص 100 و 104 طبع گرديد . علّامه طباطبائى در اين دو تعليقه به تفسير و تحليلِ معناى عقل پرداخته و بر علّامه مجلسى خرده گرفته است .
هامش
( 1 ) . علّامه حسين طهرانى ، مهر تابان ، ص 35
( 2 ) . ولى برخى از نويسندگان آنها را 88 و آقاى سيد ابراهيم سيد علوى در شماره 38 « كيهان انديشه » آنها را 67 مورد معرفىكرده است