از يكديگر جداكند . ايشان كه خود حدود ده سال تدريس بحارالانوار را به عهده داشتند به اين مهم پاسخ مثبت داد ، اما تعليقاتى كه بر اين كتاب نوشت عموماً تعليقه بر توضيحات علّامه مجلسى است نه بر خود احاديث . وى با اين روش ، نشان داد كه اشكالى متوجه احاديث جمع شده در بحار الانوار نيست ، بلكه اگر اشكالى وجود دارد مربوط به گفتار علّامه مجلسى است . ضمن آنكه توضيحات علّامه مجلسى را باطل نمىدانست ، بلكه آنها را گاه ساده و گاه غير كافى مىدانست . توضيح هر كدام در اين مقاله روشن خواهد شد .
يكى از شاگردان علّامه مىنويسد : « علّامه طباطبائى - قدس اللَّه تربته - به كتاب بحارالانوار مرحوم علّامه مجلسى بسيار ارج مىنهادند ، و آن را بهترين دائرة المعارف شيعه از نقطه نظر جمع اخبار مىدانستند ، و بالأخص از كيفيت تفصيل فصول و تبويب ابواب آنكه بر نهج مطلوب ، در هر كتابى ابواب را مرتباً احصا فرموده است و سپس در هر بابى به ترتيب ، آيات مناسب را از سورهء حمد تا آخر قرآن آورده و پس از آن به تفسير اجمالى اين آيات به ترتيب پرداخته است و بعد جميع رواياتى كه در اين باب از معصومين عليهم السلام وارد شدهاست ، مرتباً بيان كرده است و در ذيل هر روايت و نيز در آخر باب اگر نيازى به شرح و بيان داشته ، بيانى از خود ايراد نموده است .
ايشان معتقد بودند كه علّامه مجلسى ، حامىِ مذاهب و احيا كننده آثار و روايات ائمه عليهم السلام بوده ، و مقام علمى و سعهء اطلاع و طول باع او ، قابل تقدير ، و از كيفيت ورود در بحث و جرح و تعديل مطالب واردهء در مرآة العقول علميت اين مجتهد خبير معلوم مىشود ، كه زحمات او تا چه حد قابل تقدير است .
ليكن مع ذلك با وجود اجتهاد و بصيرت در فنّ روايات و احاديث ، در مسائل عميق فلسفى وارد نبوده است و مانند شيخ و سيد مرتضى و خواجه نصير الدين طوسى و علّامه حلى كه از متكلمين شيعه و پاسداران و حافظان مكتب بودهاند نبوده است . بنابراين ، در بعضى از بياناتى كه دارد دچار اشتباه گرديده است و اين امر موجب تنزّل اين دائرة المعارف مىگردد ، لذا بنا شد در چاپ جديد بحارالانوار ايشان [ علّامهء طباطبائى ] يك دوره مرور و مطالعه نموده و هر جا كه نياز به بيان دارد تعليقه بنويسند ، تا اين كتاب پر ارزش با اين تعليقات مستواى علمى خود را حفظ كند .
اين امر عملى شد ، و ايشان تا جلد ششم از طبع جديد را تعليقه نوشتند ، ليكن به لحاظ
مرزبان وحى و خرد ( يادنامه مرحوم علامه سيد محمد حسين طباطبائي قدس سره ) ( فارسى ) — صفحة 670
مساهمون: مؤسسه بوستان كتاب قم
ص٦٧٠