جهان باز در برابر سرمايه دارى غربى چالشهاى بسيارى را مشاهده كرده و آن را با شكست مواجه مىبيند . در اين ميان بر فقه اسلام لازم است با مبانى و معارف غنى و سرچشمه گرفته از وحى و توحيد ، الگويى روشنگر و مبتنى بر بيانى علمى و عقلى از نظريهء اقتصادى خود به ويژه دربارهء ماهيّت مالكيت ، پول و . . . به جهان عرضه كند . بدون شك داشتن تحليلى جامع و مبتنى بر اوضاع اجتماعى و فلسفى از ملكيّت ، منجر به باز شدن بسيارى از گرهها در مسائل جديد فقهى در باب معاملات مىشود ، كه فقها امروزه با آن درگير مىباشند . پيدايش انواع جديد معاملات تجارى بين اشخاص و دولتها و بحث از حقوق معنوى افراد بر محصولات معنوى مانند تأليف ، اختراع ، اكتشاف و . . . در واقع گوشهء كوچكى از بحثهاى جديد حقوقى را در معاملات به معناى عام آن بازگو مىكند كه همهء اينها بر ضرورت بحث جدى در مورد مبانى اقتصادى اسلام به ويژه مالكيّت ، تأكيد مىورزند .
علّامه طباطبائى قدس سره كه در زمان خود جامعه را با موجى از افكار مادى گرايانهء كمونيستى و سرمايه دارى غربى مواجه مىديد و از سويى نسبت به تنقيح و تحقيق مبانى احكام اسلام به ويژه موضوعات اجتماعى آن اصرار زيادى مىورزيد ، در بحثهاى تفسيرى الميزان ، هم به صورت كلى به ملكيّت پرداخته ، و هم در ضمن موضوعات مختلف مربوط به معاملات ، مانند بيع ، ارث ، غنيمت ، حيازت و . . . به صورت جزئى آن را بحث كرده است .
آنچه در ادامه بدان مىپردازيم اشارهاى است گذرا بر انديشهها و ديدگاههاى وى نسبت به ملكيّت و به تناسب همين موضوع ، ريشههاى اجتماعى مالكيّت و ديدگاه اسلام را بحث مىكنيم .
1 . 1 . ماهيت و اساس ملكيّت
علّامه با صرف نظر از نظريات مختلف نسبت به نوع و دامنهء ملكيّت ، ماهيت و اصل ، آن را با رويكردى فلسفى و اجتماعى بحث مىكند . وى از اين جا شروع مىكند كه همهء موجودات عالم هستى در تلاشند با تصرف در بيرون از دايرهء وجودى خويش ، بر آنچه ممكن است منجر به حفظ و بقاى آنها شود ، دست يافته ، و از آن بهرهمند شوند . وى خاطر نشان مىكند :
در عالم وجود از موجود غير فعّال خبرى نيست و سراغ نداريم فعلى را كه فاعلش آن را بدون