مىدانند و در زمان غيبت امام عصر - ارواحنا فداه - اين امر به مسلمانان سپرده شده است .
وى ادامه مىدهد :
آنچه مىتوان در اين باره از قرآن كريم استفاده كرد ، آن است كه مسلمانان مىتوانند بر اساس سيرهء پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم در جامعه حاكم را انتخاب نمايند و آن سنّت امامت است ، نه سلطنت و امپراتورى . و حاكم بايد احكام دين را بدون هيچ تغييرى در ميان مردم جامعه اجرا نمايد و در موضوعاتى غير از احكام شرعى ، بر اساس شورا عمل نمايد ، مانند رويدادهاى تازهاى كه بر اساس زمان و مكان [ براى جامعهء مسلمانان ] روى مىدهد . دليل همهء اين مطالب كليهء آياتى كه در مورد ولايت پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم ديديم ، به علاوهء آيهء شريفهء : «
لَقَدْ كانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ
» . « 1 »
اين بيان از جهات مختلفى قابل تحقيق و بررسى است ، به خصوص آنكه با نظريهء ولايت فقيه و الگوى حكومتى جمهورى اسلامى قابل تطبيق مىباشد ، كه آن را به مجال ديگرى محوّل مىكنيم .
تفاوتهاى اسلام و ديگر مكاتب در نظريهء حكومت
علّامه در تكميل اين بحث خاطر نشان مىكند الگوى حكومت مردمى كه قرآن معرفى نموده است ، با ديگر اشكال حكومت ، مانند سلطنت ملوكانه تفاوت دارد ، كه بر اساس آن اموال خدا در مِلك صاحب تخت و تاج است و بندگان خدا نيز بردگان و غلامان اويند كه هر چه بخواهد ، با آنها بكند و هر حكمى بخواهد ، بر آنها براند . « 2 »
وى همچنين خاطر نشان مىكند اين الگوى حكومتى با نظريهء دموكراسى غربى تفاوت مبنايى و عميقى دارد . وى با الهام از قرآن و نيز با شناخت عميق و روشنى كه از ساختار فكرى و فلسفى نظام سياسى ديگر جوامع و مكاتب دارد ، به بيان مهمترين تفاوتها مىپردازد كه آنها را فهرست وار از نظر مىگذرانيم :
1 . نظريات فلسفهء سياسى جهان معاصر ، به ويژه دموكراسى ، در « بنيان » و اساس خود با اسلام و نظريهء حكومت دينى تفاوت دارد . علّامه معتقد است حكومتهاى دموكراتيك با
هامش
( 1 ) . همان ، ص 124 و 125 . آيهء 21 سورهء احزاب ( 33 ) است
( 2 ) . همان ، ص 123