رفتارها ، كه انديشه از بر شمردن آنها ناتوان مىماند . سپس به اين نكته توجه كنيد كه چگونه اين شريعت الهى بر همهء آن رفتارها احاطه داشته و احكام و قوانين آنها را بر شمرده است ، بهطورى كه انسان دچار حيرت و تعجب مىشود . به دنبال آن بنگريد چگونه اسلام همهء اين احكام را در قالب اجتماع گنجانده است . بعد از همهء اينها مشاهده مىكنيم روح اجتماع بهطور وصفناپذيرى در همهء قوانين رفتارى اسلام نفوذ كرده است . « 1 »
علّامه در فصلى ديگر تحت عنوان « الإسلام اجتماعى بجميع شؤونه » با استدلال به آياتى از قرآن ، به خصوص آيهء «
وَ صابِرُوا وَ رابِطُوا وَ اتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ »
« 2 » اظهار مىدارد در اسلام وصف اجتماع در همهء احكام و دستورهايى كه به نوعى ممكن است پاى اجتماع در آن به وسط آيد ، اتخاذ شده و بر حسب غرض و هدفى كه در آن احكام بر اساس نوع ارتباطشان با اجتماع وجود دارد ، به اين امر پرداخته شده است ، چنان كه در احكامى چون جهاد ، امر اجتماع مستقيماً واجب دانسته شده و در احكامى چون حج و روزه هم در زمان انجام اين اعمال گردهمايى و همسويى مردم در نظر گرفته شده و در پايان نيز با تشريع نمازهاى فطر و قربان بر اجتماع مردم تأكيد شده است . نمازهاى يوميّه نيز كه جماعت در آنها واجب نيست ، با وجوب نماز جمعه به صورت جماعت جبران شده است . « 3 »
سپس به مقايسهء اسلام با ساير شرايع و اديانى كه در قرآن از آنها ياد شده است و نيز جوامع و ملّتهاى مترقى برآمده و با ذكر ادلهء قرآنى و تاريخى نتيجه مىگيرد تنها دين اسلام بوده كه در برنامههاى انسان ساز خود ، به اجتماع به عنوان موضوعى مستقل نگريسته است . « 4 »
با در نظر گرفتن آنچه در مبحث گذشته ، دربارهء تأثير توحيد و اخلاق در ايجاد فتواى دينى بيان شد ، و نيز توجه و تأكيد بسيار احكام اسلام بر نقش جامعه و اجتماع ، روشن مىشود براى ايجاد ضمانت اجرايى احكام و قوانين اجتماعى اسلام ، در كنار امور فردى آن بايد در وهلهء نخست اخلاق و توحيد را در جامعه گسترش داد . در واقع اهداف كليّهء فعاليتهاى اجتماعى و حكومتى و جهتگيرى آنها بايد به اين سمت باشد كه روح توحيد و
هامش
( 1 ) . همان ، ص 94
( 2 ) . آل عمران ( 3 ) آيه 200
( 3 ) . الميزان ، ج 4 ، ص 126 و 127
( 4 ) . همان ، ص 94