اشكال از آنجاست كه وقتى حجم ناقه اين قدر باشد به اقتضاى تناسب اندام بايد كوهان شتر سه ميل باشد . در اين صورت ، ديگر كسى قادر به كشتن چنين شترى با شمشير نيست . از طرفى مىدانيم كه كشتن شتر به صورت طبيعى انجام گرفته است نه از روى اعجاز . « 1 »
در اين مورد عدم امكان عادى از نظر مرحوم علّامه رحمه الله باعث وهن روايت شده است ؛ زيرا چنان كه خود بيان كرده چنان حجمى براى شتر محال نيست ؛ اما كشتن شترى به آن بزرگى با شمشير يك نفر ، عادتاً ممكن نمىباشد .
2 . داستان هابيل و قابيل
مرحوم علّامه رحمه الله پس از يادكرد بخشى از روايات مربوط به هابيل و قابيل مىنويسد :
« بدان كه در زمينهء داستان هابيل و قابيل روايات فراوان با مضمونهاى مختلف رسيده كه سراسر شگفتآور است . » « 2 » آنگاه برخى از اين روايات را ذكر مىكند . نظير آنكه :
چون قابيل برادرش را كشت خداوند يكى از پاهايش را به رانش بست و از روز قتل تا روز قيامت بر اين حال است . . . .
خداوند قابيل را در جزيرهاى از جزاير دريا به صورت وارونه حبس و عذاب كرده و تا روز قيامت بر چنين حال است .
قابيل با شاخهاى خود در چشمهء خورشيد آويزان است و هرگاه خورشيد در سرماى بسيار شديد و گرماى شديد خود تا قيامت مىچرخد ، قابيل نيز با او مىچرخد ؛ تا آنكه در روز قيامت در آتش افكنده شود . « 3 »
مرحوم علّامه سه اشكال به اين روايات وارد كرده است :
1 . همه يا اكثر آنها از نظر سند ضعيف است .
2 . قرآن با آنها موافق نيست .
3 . اعتبار صحيح به اين روايت هم خوانى ندارد .
فرمايد : « فهذه و أمثالها روايات من طرق جلّها أو كلّها ضعيفة و هى لاتوافق الاعتبار الصحيح
هامش
( 1 ) . همان ، ص 317
( 2 ) و . همان ، ج 5 ، ص 320
( 3 ) و . همان ، ج 5 ، ص 320