اشاره مىكند ؛ نظير آنكه فرعون شهرهايى را ساخت و در ميان آن نيزارها و بيشه فراهم كرد و شيرى را براى كمين موسى در ميان آنها پنهان ساخت . چون خداوند ، موسى را به سوى فرعون فرستاد وارد شهر شد و چون شير موسى را ديد گريخت . تا آنجا كه فرمايد :
و نيز جزئيات از شگفتىها و عجايب اين قصه كه در روايات آمده است و اغلب آنها امورى است كه قرآن از ياد كرد آنها ساكت است . از طرفى به جز استبعاد راهى به انكار آنها وجود ندارد ؛ چنان كه پذيرش آنها نيز ناشى از خوشبينى و حسن ظن به هر روايت نقل شده است . « 1 »
2 . تمثل شيطان به صورت انسان :
ايشان به نقل از تفسير البرهان روايتى را از جابر بن عبداللَّه انصارى در ذيل آيهء شريفهء
« وَ إِذْ زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطانُ أَعْمالَهُمْ »
ذكر مىكند كه در آن آمده است :
شيطان به صورت نفر در آمده و ظاهر شده است :
1 . به صورت سراقة بن مالك در جنگ بدر كه خطاب به لشكر قريش گفت : امروز كسى بر شما چيره نمىگردد ؛
2 . به صورت منبه بن حجاج در روز عقبه ؛
3 . به صورت پيرمردى از اهل نجد در دارالندوه كه به بزرگان قريش پيشنهاد قتل يا تبعيد پيامبر را داد ؛
4 . در روز وفات پيامبر صلى الله عليه و آله به صورت مغيرة بن شعبه ظاهر شد . « 2 »
آنگاه روايتى را از امام صادق و باقر عليهما السلام كه در آن بر تمثّل شيطان به صورت انسان تأكيد شده نيز نقل كرده است . « 3 » سپس به برخى از مفسّران كه اين دسته از روايات را به صرف استبعاد تضعيف كردهاند . اعتراض مىكند :
برخى از مفسّران بر وجه نخست پافشارى مىكنند ( مقصود از وجه اول وسوسهء شيطانى است نه تمثّل شيطان ) و وجه دوم را انكار مىكنند . و استناد آنان اين است كه روايات تمثّل شيطان سست و سند آنها ضعيف است . اما بايد گفت كه اين روايات اگرچه متواتر نيست و نيز محفوف به برخى قراين قطعى كه به انسان اطمينان كامل به صحّت
هامش
( 1 ) . همان ، ص 220
( 2 ) همان ، ج 9 ، ص 108 ، با تلخيص
( 3 ) همان ، ج 9 ، ص 108 ، با تلخيص