تاريخ باعث وهن و سقوط روايت از اعتبار مىگردد . اين بدان خاطر است كه سخن درست و صادق فرايندى است كه دهها عامل همچون : زمان ، مكان ، شخصيتها ، گوينده ، متن سخن و . . . در آن نقش دارد . بنابراين ، اگر گفتار با حلقهاى از زمان يا مكان و يا عوامل ديگر پيوند خورده باشد كه موهوم و غير واقعى باشد ، اين حلقهء موهوم خود گفتار را نيز موهوم مىسازد .
از طرفى مىدانيم روايات مورد بحث ما از معصومين صادر شده است و در حق معصومين جهل به اين حلقههاى گفتار اعم از زمان ، مكان يا شخصيتها و . . . يا نسيان يا خطا راه ندارد . بنابراين ، اگر روايتى با حلقهاى از امور موهوم و غير واقعى پيوند خورده باشد ، دليل بر عدم نقل آن توسط معصوم است .
البته بايد توجه داشت مقصود از تاريخ به عنوان معيار بازشناخت روايات صحيح از سقيم ، آن بخش از تاريخ است كه مورد اتفاق همه يا بسيارى از مورّخان باشد .
آيةاللَّه سبحانى دربارهء معيار تاريخ چنين آورده است :
تاريخ صحيحى كه بزرگان امّت اسلامى و سيره نويسان بر آن اتفاق نظر دارند ، يكى از معيارهاى تمييز روايات صحيح از ضعيف است . « 1 »
مرحوم علّامه رحمه الله به اين معيار توجه كامل داشته و در نقد برخى از روايات از آن بهره جسته است :
1 . در معرض ويرانى بودن خانهء كعبه
سيوطى در تفسير درالمنثور ذيل آيهء شريفهء
« وَ لْيَطَّوَّفُوا بِالْبَيْتِ الْعَتِيقِ »
نوشته است :
بخارى در تاريخ خود و ترمذى اين روايت را پسنديده است . ابن جرير ، طبرانى و حاكم روايت را صحيح دانسته و ابن مردويه و بيهقى در دلايل از عبداللَّه بن زبير روايت كردهاند :
قال رسول اللَّه صلى الله عليه و آله : انما سمّى اللَّه البيت العتيق لأناللَّه أعتقه من الجبابرة فلم يظهر عليه جبّار قط ؛ خداوند از آن جهت به كعبه « بيت العتيق » ( خانهء آزاد شده ) نام نهاده چون آن را از دست جباران رها و آزاد كرده است . از اين رو ، هرگز هيچ گردن كشى بر اين خانه چيره
هامش
( 1 ) . استاد سبحانى ، الحديث النبوى بين الدرايه و الروايه ، ص 65