تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرزبان وحى و خرد ( يادنامه مرحوم علامه سيد محمد حسين طباطبائي قدس سره ) ( فارسى ) — صفحة 626

مساهمون:

ص٦٢٦
إِلى أَمْرِ اللَّهِ »
« 1 » ؛ اين روايات با اعتبار صحيح ( ظاهراً مقصود ايشان از اين اصطلاح كه در مواردى به كار گرفته‌اند همان عقل است ) ناسازگار است . ادلهء نقلى نيز كه به دفاع از خود و يارى حق فرمان داده مؤيد دليل عقلى است ؛ چنان كه خداى متعال فرمايد :
« وَ إِنْ طائِفَتانِ
. . . » « 2 » مهم‌ترين اشكال مرحوم علّامه بر اين روايات مخالفت آن با برهان عقلى است ؛ زيرا طبق روايت ، انسان نمىبايد از جان و مال خود دفاع كند ؛ چنان كه نبايد براى دفاع از حق و نجات مظلوم دست به شمشير ببرد كه هر دو اينها از نظر عقل مردود است . عقل دفاع از جان و حق را لازم مىداند . سپس براى تأييد اين برهان عقلى به آيه‌اى از قرآن استشهاد كرده كه در آن ، هم خبر از فتنه و جنگ بين برادران ايمانى داده است و هم از مؤمنان خواسته است كه براى كوبيدن دستهء طغيانگر دست به شمشير ببرند . وى در ادامهء زير ساخت انديشه‌اى كه روايت از آن بهره گرفته را نيز بيان و مردود شمرده است . مىفرمايد : اين روايات در صدد تفسير آيهء
« لَئِنْ بَسَطْتَ إِلَيَّ يَدَكَ لِتَقْتُلَنِي ما أَنَا بِباسِطٍ يَدِيَ إِلَيْكَ لِأَقْتُلَكَ »
بر آمده و گمان شده كه مقصود هابيل از گفتن اين جمله به قابيل اين است كه خود را براى كشتن در اختيار برادر گذاشته و در صدد دفاع برنيامده است ؛ در حالى كه معناى آيه اين نيست . « 3 » آن‌گاه چنين افزوده است : آنچه كه باعث سوء ظن ما به ساختگى بودن اين روايت مىشود اين است كه كسانى آن را نقل كرده‌اند كه در فتنه الدار جنگ‌هاى على عليه السلام با معاويه و خوارج و طلحه و زبير ، در خانه نشسته و از شركت در جنگ سرباز زدند . « 4 »

معيار ششم : تاريخ

يكى از نشانه‌هاى صحت روايت مطابقت آن با تاريخ است ؛ چنان كه عدم مطابقت آن با
هامش
( 1 ) . حجرات ( 49 ) آيهء 9 ( 2 ) . همان ، ص 320 - 321 ( 3 ) و . همان ، ص 321 ( 4 ) و . همان ، ص 321