حتى آن را در ابتدا از مصاديق قبح بشناسد .
دربارهء انتظار يك سالهء اسمعيل عليه السلام دقيقاً چنين اتفاقى رخ داده است ؛ چرا كه كار او از نظر عقل عادى غير قابل توجيه است ؛ اما وقتى توجه كنيم كه او در چه مرتبهاى از كمال انسانى قرار داشته و بر اساس مسلك سوم تربيت يافته به اين نتيجه مىرسيم كه عقل مجاز به حكم در اين حوزه نمىباشد .
ايشان براى توجيه كار اسمعيل عليه السلام آورده است كه شبيه چنين كارى دربارهء پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله نيز اتفاق افتاده است . به اين بيان كه طبق روايات رسيده پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله به يكى از اصحاب خود وعده داد كه در مسجدالحرام به انتظار برگشت او درنگ خواهد كرد . آن مرد رفت و پيامبر صلى الله عليه و آله تا سه روز در آن مكان به انتظارش نشست . تا آنكه آن مرد پس از گذشت سه روز به پيامبر صلى الله عليه و آله برخورد و چون پيامبر را در حالت انتظار ديد يادش آمد كه پيش از اين ، وعدهء برگشت داده و آن را فراموش كرده است . « 1 »
2 . ميزان برهان قطعى است نه صرف استبعاد
مرحوم علّامه رحمه الله در برخورد با روايات ، حزم و احتياط عجيبى را از خود نشان مىدهد .
در برخى موارد انسان گمان مىكند با توجه به ذوق فلسفى و نگاه نقّادانهاى كه وى در همهء مطالب دارد روايتى را انكار مىكند ؛ اما با صراحت اعلام مىكند كه آنچه در نقد محتوايى روايت عنوان شده صرف استبعاد است نه دليل عقلى . در اين جا مناسب است نمونههايى از اين دست را ذكر كنيم :
1 . داستان برخورد موسى عليه السلام با ساحران :
مرحوم علّامه رحمه الله در آغاز بحث روايى خود دربارهء آيات مربوط به برخورد موسى عليه السلام با ساحران ابتدا به آن ميزان از اين داستان كه قرآن بدان پرداخته اشاره مىكند ؛ آنگاه مىفرمايد :
روايت رسيده از طريق شيعه يا اهل سنّت متعرض اين داستان شده است ؛ جز آنكه در اين روايات جزئيات شگفت آورى از اين داستان آمده كه قرآن به آنها نپرداخته است . « 2 »
آنگاه ايشان به گوشههايى از اين روايات كه در آن مطالب عجيب و غريب آمده
هامش
( 1 ) . همان ، ص 383
( 2 ) . الميزان ، ج 8 ، ص 219