تمجيد كرده است .
ايشان خود ، اين اشكال را مطرح مىكند كه چگونه ممكن است در جايى كه عقل بدان راه پيدا مىكند ، شرع با عقل مخالفت كند ؟ « 1 »
آنگاه به بيان ذيل از اين اشكال پاسخ داده است :
حكم عقل در آنجا كه عقل راهبرد دارد مورد پذيرش است ؛ اما چنين حكمى نيازمند موضوعى است تا حكم بر آن موضوع واقع شود و ما قبلًا بيان كرديم كه براى عقل در نظاير چنين علومى ، موضوعى باقى نمىماند تا در آن حكم دهد و اين شيوهء معارف الهى است . « 2 »
توضيح آنكه مرحوم علّامه در چند صفحه پيش از اين ، در بحثى مفصل پيرامون علم اخلاق ، سه مكتب را براى تربيت اخلاقى برشمرده است :
1 . مكتب حكما و فلاسفه كه با تعديل ملكات نفسانى در صدد آن است كه انسان داراى سجاياى اخلاقى پسنديده و قابل تمجيد نزد مردم باشد .
2 . مكتب پيامبران عليهم السلام كه با توجه دادن به سعادت و كمال واقعى كه فراتر از نگاه مردم است ، تلاش دارد انسان به ايمان كامل به خداوند نايل گردد .
3 . در مكتب سوم هدف رسيدن به لقاى الهى و وجهاللَّه است نه فضيلت انسانى . « 3 »
مرحوم علّامه رحمه الله در تبيين اين مسلك مىنگارد :
بر اساس مسلك سوم ، موضوع فضيلت و رذيلت منتفى مىشود و غايت و عرض به جاى فضيلت انسانى به وجه اللَّه تغيير مىكند . « 4 »
اينكه ايشان در عبارت پيشين فرمود : انتظار كشيدن به مدت يك سال موضوعى است كه عقل در آن گام نگذاشته تا حكمى به حسن و قبح داشته باشد ، ناظر بر مسلك سوم در تربيت اخلاقى است .
به عبارت روشنتر وقتى انسان محو در اراده و خواست و رضايت الهى مىگردد و به جاى توجه به مدح و ذم مردم و فضايل و رذايل شناخته شده براى مردم ، تمام نگاهش به وجه اللَّه است كارهايى از او صادر مىشود كه ممكن است براى عقل عادى قابل فهم يا توجيه نباشد و
هامش
( 1 ) و . همان
( 2 ) و . همان
( 3 ) . همان ، ص 370 - 374
( 4 ) . همان ، ص 375