عقل منافاتى نداشته باشد ؛ زيرا فرض اين است كه عقل هم از زاويهاى ديگر به همين حقايق رهنمون است .
بنابراين ، اگر برهان عقلى محتواى روايتى را برنتابد و آن را تكذيب كند ، نشانگر عدم صحت روايت و طبعاً عدم صدور آن از منبع وحى كه همگام با وحى است ، مىباشد .
مرحوم علّامه از اين معيار براى نقد محتوايى روايات بهرهء زيادى گرفته است . البته تأكيد كرده است كه مقصود او برهان عقلى است نه صرف استبعاد يا عقل عادى .
براى روشن شدن ديدگاه ايشان در بازشناخت اين معيار يعنى عقل ، ابتدا مفهوم استبعاد و عقل عادى تبيين شده ، آنگاه برخى از روايات كه بر اساس اين معيار از نظر ايشان مورد نقد قرار گرفته را ذكر مىكنيم .
1 . ميزان حكم عقل عادى نيست
قرآن كريم در آيهء شريفهء
« وَ اذْكُرْ فِي الْكِتابِ إِسْماعِيلَ إِنَّهُ كانَ صادِقَ الْوَعْدِ وَ كانَ رَسُولًا نَبِيًّا
. . . » « 1 » اسماعيل پيامبر صلى الله عليه و آله را صادق الوعد معرفى كرده و اين صفت اخلاقى را به عنوان ويژگى برتر اخلاقى وى بر شمرده است .
مرحوم علّامهء طباطبائى در تبيين اين امر كه چرا خداوند اسماعيل را « صادق الوعد » ناميده روايت ذيل را از كتاب پرارج كافى از امام صادق عليه السلام نقل مىكند :
خداوند از آن جهت اسماعيل را « صادق الوعد » ناميده كه او به مردى وعدهء ديدار در جايى داد و آنگاه در انتظار آمدن آن مرد يك سال درنگ كرد . آن مرد چون پس از اين مدت اسماعيل را در آن مكان ديد اسماعيل عليه السلام به او گفت : در اين مدّت در انتظار آمدن تو در اين جا بودهام . . . . « 2 »
پذيرش اين روايت در به دو امر از دو جهت مشكل است :
الف ) انتظار به مدّت يك سال براى آمدن يك شخص كارى نيست كه عقل وقوع آن را به سادگى باور كند ؛ زيرا رفتار شقاوت انسانها حتّى انسانهاى و الا و كمال يافته چنين درنگى را بر نمىتابد .
هامش
( 1 ) . مريم ( 19 ) آيهء 55
( 2 ) . كافى ، ج 1 ، ص 16