تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرزبان وحى و خرد ( يادنامه مرحوم علامه سيد محمد حسين طباطبائي قدس سره ) ( فارسى ) — صفحة 617

مساهمون:

ص٦١٧
خود به قضاوت فراخوانده‌اند . « 1 » داستان احتجاج ابراهيم عليه السلام با بت پرستان از نمونه‌هاى بارز اين ادّعاست . اين امر نشانگر دو چيز است : 1 . عقل به آنچه پيامبران عليهم السلام ادّعا كرده‌اند راه دارد و الّا اگر ادّعاى پيامبران فراتر از درك عقل باشد ، به قضاوت خواستن عقل لغو و بىمعنا خواهد بود . 2 . عقل آنچه را پيامبران ادعا كرده‌اند تصديق مىكند ؛ چرا كه اگر با آن به مخالفت برخيزد و آن را تأييد نكند ، به معناى به بن بست رسيدن پيامبران در ابلاغ پيامشان خواهد بود . امّا اين‌كه چرا عقل داراى اين دو ويژگى است ، پاسخ را در اين جهت بايد جست كه : اولًا : ادّعاهاى پيامبران واقعيت دارد . ثانياً : واقعيت ، تناقض و تكاذب را برنمىتابد . چنان كه اگر واقعاً زيد در خانه مشغول تكلم باشد چنان نيست كه چشم وجود او را تأييد و گوش وجودش را تكذيب كند . اين‌كه در روايات از عقل به عنوان « حجت باطنى » تعبير شده « 2 » نشانگر اين است كه عقل از درون بسان وحى مىتواند واقعيت را ببيند و از آن‌جا كه واقعيت دوتا نيست اين دو راه‌نما در ره‌نمونى خود به يك جا خواهند رسيد . سرّ اين‌كه گفته‌اند : « ان السمعيّات الطاف فى العقليات ؛ احكام منقول شريعت ره‌نمون به عقليات است » « 3 » همين است . بر اين اساس به استثناى برخى از مذاهب هم چون اصل حديث ، « 4 » عقل از نگاه تمام فرق اسلامى به عنوان يكى از منابع دين‌شناسى مورد پذيرش قرار گرفته است ؛ اگرچه در ضيق وسعهء اين منبع ميان مسلمانان اختلاف است . اعلام عقل به عنوان معيار نقد محتوايى حديث نيز از نگاه گفته شده قابل تبيين است ؛ زيرا روايات اگر به راستى بازگو كنندهء واقعيت‌هاى موجود در حوزهء عقايد و اخلاقند ، بايد با
هامش
( 1 ) . امام كاظم عليه السلام در روايت معروف دربارهء عقل خطاب به هشام فرمود : « . . . يا هشام ! ان اللَّه - تبارك و تعالى - أكمل للناس‌الحجج بالعقول و نصر النّبيين بالبيان و دلهم على ربوبيّته بالأدلة . . . » كافى ، ج 1 ، ص 13 ( 2 ) . كافى ، ج 1 ، ص 16 ( 3 ) . مرحوم علّامه مجلسى اين سخن را از پدر خود نقل كرده است . ر . ك : بحارالأنوار ، ج 82 ، ص 303 ( 4 ) . در ميان شيعه ، اخباريان نيز از ميان منابع استنباط ، عقل را حجت نمىدانند ؛ چنان كه با بازگرداندن اجماع به سنّت ، تنها كتاب و سنّت را به عنوان منابع اجتهاد مىشناسند . براى توضيح بيش‌تر ر . ك : محمد عبدالحسن محسن الغراوى » ، مصادر الاستنباط بين الأصوليين و الأخباريّين