مبانى مسلم برگرفته از كتاب و سنّت كليه آيات و رواياتى است كه جسمانيت حضرت بارى - عزاسمه - را انكار كرده است و آنچه در اين روايت آمده به روشنى ، امكان حركت و جابهجايى و ديدن جسمانى خداوند اثبات شده است . از طرفى درخواست ديدن بصرى خداوند با مقام پيامبران كه در مرتبهاى بس و الا از علم و آگاهى هستند و خداشناسى در رأس دانش آنهاست ، ناسازگار است .
3 . سكوت در مقابل حاكمان ستمگر
در كتاب درالمنثور ذيل آيهء شريفهء
« فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّما عَلَيْهِ ما حُمِّلَ وَ عَلَيْكُمْ ما حُمِّلْتُمْ
. . . » « 1 » از سلمة بن يزيد جهنى روايت مىكند :
به پيامبر گفتم : يا رسول اللَّه ! اگر پس از شما حاكمانى بر ما مسلط شوند كه حق ما را بستانند و حقى كه خداوند براى ما قرار داده از ما دريغ دارند آيا ، مجاز به جنگ و دشمنى با آنها هستيم ؟ پيامبر صلى الله عليه و آله در پاسخ فرمود : « عليهم ما حمّلوا و عليكم ما حملتم ؛ كار آنان بر عهدهء آنان و كار شما بر عهده شماست . « 2 »
پيداست كه اين روايت بر مسؤوليت و نظارت همگانى كه در برنامهء دينى « امر به معروف و نهى از منكر » تبلور يافته و خط بطلان كشيده است ، و با متوجه ساختن مسؤوليت كار زمام داران به خود ايشان ، كار آنها را به خدا واگذار كرده و جهاد و كارزار عليه آنها را غير مشروع دانسته است .
مرحوم علّامه رحمه الله در نقد اين روايت به معيارهاى پيش گفته همچون قرآن ، سنّت ، برهان عقلى و . . . استناد نمىكند ؛ بلكه آن را مخالف روح اسلام معرفى كرده است :
در اين زمينه روايات ديگرى نيز در درالمنثور نقل شده است ؛ لكن سزاوار است بىترديد باور كنيم كه اسلام به خاطر برخوردارى از روح احياى حق و ابطال باطل ، هرگز اجازه نمىدهد ستم كارانى كه آشكارا ستم مىكنند ولايت و حكومت را بر عهده بگيرند . چنان كه سكوت و تحمل ستم در مقابل طغيانگران و فاجران را براى كسانى كه راهى براى اصلاح امور دارند ، مجاز نمىداند . « 3 »
ايشان در تأييد اين برنامهء ظلم ستيزى كه در اسلام بر آن تأكيد شده است ، به
هامش
( 1 ) . نور ( 24 ) آيهء 54
( 2 ) . همان ، ج 15 ، ص 158
( 3 ) . همان ، ج 15 ، ص 158