خدا به فراموشى انداخت و او با گفتن چنين درخواستى چند سال بيشتر در زندان ماند . . . « 1 » حضرت علّامه رحمه الله بر اساس مبناى شيعه كه سهو و نسيان را مخالف عصمت پيامبران دانسته است :
اين روايت ، مخالف صريح قرآن است ؛ زيرا در قرآن آمده كه خداوند يوسف رابراى خود برگزيده و او را براى خود خالص گردانيده و شيطان به سوى كسى كه خداوند او را براى خود خالص ساخته راهى ندارد . « 2 »
اين فرمايش حاوى شكل نخست قياس اقترانى است به اين بيان :
يوسف از مخلصين است و كسانى كه از مخلصين هستند شيطان در آنها راه ندارد . پس شيطان در يوسف راهى ندارد .
ايشان تأكيد مىكند كه صغراى قياس ( مخلص بودن يوسف عليه السلام ) و كبراى قياس ( عدم راه برد شيطان در نفس مخلصان ) هر دو مستفاد از صريح آيات است .
بنابراين ، مخالفت اين روايات با نص قرآن به صورت تباين كلى است كه راهى جز دور انداختن روايات را باقى نمىگذارد .
حضرت علّامه رحمه الله در برخورد با رواياتى كه عصمت ساير پيامبران را زير سؤال برده نيز به استناد مخالفت آنهابا قرآن به نقد آنهاپرداخته است . « 3 »
2 . [ عدم ] عصمت پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله
به گواهى شواهد تاريخى يكى از اهداف اصلى مروّجان اسرائيليّات با حمايت معاويه ، تخريب شخصيت و الا و معنوى پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله بوده است .
آنان با اين نقشهء ننگين در صدد توجيه رفتار نارواى خلفا به ويژه زمام دارانى چون بنىاميّه بودند ؛ زيرا وقتى كه - به استناد اين روايات - پيامبر مرتكب برخى گناهان بزرگ مىشود ، چرا آنهاكه قطعاً به مرتبهء پيامبر صلى الله عليه و آله نمىرسند مرتكب چنين كارهايى نشوند ؟ ! و اگر پيامبر صلى الله عليه و آله با انجام چنين كبائرى از مقام رسالت و رهبرى امّت ساقط نمىشود ، چرا امثال
هامش
( 1 ) و . همان
( 2 ) و . همان
( 3 ) . به عنوان مثال ايشان روايت على بن محمد بن جهم از حضرت رضا عليه السلام را به رغم آنكه مورد اعجاب مرحوم صدوق قرار گرفته ، مخالف مذهب اهلبيت عليهم السلام معرفى كرده است . الميزان ، ج 1 ، ص 146