به خاطر چنين افراطى روايات اسرائيلى ( اسرائيليات ) و نيز رواياتى از اين دست كه وضع شده و با زيركى در لابه لاى روايات جا داده شده است عقلهاى ايشان را به بازى گرفته است و باعث شده كه آنان حق و حقيقت را از ياد ببرند و از معارف حقيقى دور افتند . . . « 1 » .
مرحوم علّامه رحمه الله گفتار زمخشرى را نقل مىكند :
چه ، زمخشرى با عصبانيت و خشم هر چه تمامتر ، بر سر چنين مفسّران و محدثان فرياد مىكشد كه خداىتان خوار كند ، چگونه حاضر شدهايد در سورهاى كه خداوند آن را « أحسن القصص » نام نهاده با پيامبرى به عنوان الگوى مردم معرفى شود ، اينگونه روايات را نقل مىكنيد كه در آنها آمده است : يوسف بسان ساير زناكاران دگمههاى لباس را براى انجام گناه باز مىكند و خداوند او را سه بار نهى مىكند ؛ آواهاى مختلفى او را مخاطب ساخته و زشتى اين كار را به او گوش زد كرده با اين حال يوسف دست بردار نيست ؛ تا آنكه بالأخره جبرئيل فرود آمده و با زدن بالهاى خود به پشت يوسف او را مجبور به ترك اين كار مىكند ؟ « 2 »
مرحوم علّامه رحمه الله بر اساس همين معيار ؛ يعنى مخالفت اينگونه روايات با قرآن در بحث روايى ، برخى از رواياتى را كه با عصمت پيامبران صلى الله عليه و آله منافات دارد مردود دانسته است .
در يك روايت به نقل از حضرت امير عليه السلام آمده است : برهانى كه يوسف آن را ديد بتى بود كه زليخا به خاطر خجالت از آن بر رويش پارچهاى افكند كه يوسف عليه السلام گفت : اگر تو از بتى كه نه مىخورد و نه مىآشامد حيا مىكنى ؛ چرا من از خداى آگاه بر تمام افعال بندگان شرم نكنم ؟ « 3 »
حضرت علّامه رحمه الله در نقد آن چنين آورده است :
اين روايت از جمله روايات جعلى است . چگونه چنين نباشد در حالى كه كلام حضرت امير و گفتار ساير ائمه لبريز است از يادكرد عصمت پيامبران ؛ بهگونهاى كه ديدگاه ايشان دربارهء اثبات عصمت پيامبران مشهور است . « 4 »
همچنين در روايت ديگر از ابن عباس آمده است :
يوسف مرتكب سه لغزش شد ؛ از جمله آنكه گفت : « أُذكر منى عند ربك » شيطان او را از ياد
هامش
( 1 ) . همان ، ص 133 - 134
( 2 ) - . همان ، ص 167
( 3 ) - . همان ، ص 167
( 4 ) - . همان ، ص 167