تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرزبان وحى و خرد ( يادنامه مرحوم علامه سيد محمد حسين طباطبائي قدس سره ) ( فارسى ) — صفحة 597

مساهمون:

ص٥٩٧
آن را اراده كرده بود و اگر مشاهدهء برهان نبود حتماً مرتكب فحشا مىشد . « 1 » آن‌گاه برهان را به‌گونه‌هاى مختلف تفسير كرده‌اند . نظير آن‌كه پرنده‌اى بر دوش يوسف عليه السلام نشست و در گوش او گفت كه اين كار را انجام نده و الّا از مقام نبوت سقوط خواهى كرد . يا آن‌كه فرشته‌اى آمد و با دو بال خود بر پشت يوسف زد و شهوتش از انگشتان پايش بيرون ريخت . يا آن‌كه يعقوب عليه السلام ، پدر يوسف ، در مقابلش ظاهر شد و يك ضربه به سينه‌اش زد و شهوتش از سر انگشتان دستش خارج شد و . . . « 2 » مرحوم علّامه رحمه الله در نقد اين اقوال كه برخى از آنها مستند به روايات است چنين آورده است . اين اقوال از دو جهت قابل مناقشه است : 1 . يوسف عليه السلام ، پيامبر و داراى عصمت الهى بوده كه همين مقام عصمت او را از ارتكاب معاصى باز مىدارد . 2 . خداوند متعال براى يوسف صفات نيكو و اخلاص در بندگى برشمرده كه با وجود اين صفات جاى هيچ ترديد باقى نمىماند كه دامن يوسف عليه السلام پيراسته‌تر و مقام او بسيار فراتر از آن است كه چنين پليدىهايى به او نسبت داده شود ؛ زيرا خداوند متعال يوسف را از آن دسته از بندگان خود برشمرده كه آنها را براى خود خالص گردانده و براى عبوديت خود برگزيده است و به آنهاحكمت و علم داده است . همچنين اعلام كرده كه به يوسف عليه السلام علم تعبير خواب را آموخته و او بنده‌اى پرهيزكار و بردبار در راه خدا است كه خيانت و ظلم و جهل از او منتفى است و از جمله نيكو كاران است و خداوند او را به پدران صالحش ابراهيم و اسحاق و يعقوب ملحق خواهد كرد . « 3 » آن‌گاه ايشان خاستگاه چنين نگرش‌هاى سست و خلاف واقع را دو چيز دانسته : برداشت نادرست از ظاهر آيه و استناد به روايات ضعيف و موهون . فرمايد : نخستين سبب در رويكرد مفسّران به اين ديدگاه افراط آنان در اعتماد به روايات و پذيرش هرگونه حديث است ؛ حتى اگر حديث مخالف صريح عقل و آيات محكم قرآن باشد .
هامش
( 1 ) . همان ، ص 130 ( 2 ) . همان ، ص 130 - 131 ( 3 ) . همان ، ص 131