تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرزبان وحى و خرد ( يادنامه مرحوم علامه سيد محمد حسين طباطبائي قدس سره ) ( فارسى ) — صفحة 602

مساهمون:

ص٦٠٢
منافقان و استغفار براى آنان نهى كرده باشد . « 1 » از طرفى تمام آيات نهى كننده از استغفار ، علت آن را نيز ذكر كرده و آن راكفر ، فسق و نفاق منافقان و جاودانه بودن آنها در آتش دانسته . با اين حال چگونه متصور است پيامبر صلى الله عليه و آله براى آنان استغفار كرده باشد ؟ « 2 »

ب ) روايت غرانيق

علّامه ذيل آيهء شريفهء
« وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ وَ لا نَبِيٍّ إِلَّا إِذا تَمَنَّى أَلْقَى الشَّيْطانُ فِي أُمْنِيَّتِهِ »
روايت زير از تفسير درالمنثور سيوطى نقل مىكند : پيامبر صلى الله عليه و آله در مكه سورهء نجم را قرائت مىكرد . چون به اين آيات رسيد :
« أَ فَرَأَيْتُمُ اللَّاتَ وَ الْعُزَّى وَ مَناةَ الثَّالِثَةَ الْأُخْرى . »
شيطان بر زبانش اين جملات را القاكرد : « تلك الغرانيق العلى و ان شفاعتهن لترتجى . » مشركان گفتند : پيامبر صلى الله عليه و آله هرگز پيش از اين از خدايان ما به نيكى ياد نكرده است ! لذا به شكرانهء اين آيات ( شيطان ) پيامبر و مشركان به سجده افتادند . آن‌گاه جبرئيل ( طبق برنامهء هر روز ) نزد پيامبر آمد و گفت : آنچه بر تو فرو فرستادم بر من بخوان . چون پيامبر به اين جملات رسيد ( تلك الغرانيق العلى . . . ) جبرئيل گفت : اين جملات را من بر تو نازل نكرده‌ام . اين جملات از شيطان است . دراين هنگام آيهء
« وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ وَ لا نَبِيٍّ
. . . » نازل شد . « 3 » حضرت علّامه رحمه الله در نقد اين روايت چنين آورده است : حتى اگر سند اين روايت صحيح باشد ، ادلهء قطعى دال‌ّبر عصمت پيامبر صلى الله عليه و آله آن را تكذيب مىكند . بر ما است به استناد اين ادله ، ساحت مقدس و پيراستهء پيامبر صلى الله عليه و آله را از انتساب چنين خطايى مبرّا سازيم . به علاوه در اين روايت زشت‌ترين صورت جهل را به پيامبر صلى الله عليه و آله نسبت داده است ؛ چه در آن آمده است كه پيامبر عبارت « تلك الغرانيق العلى و ان شفاعتهن لترتجى » را تلاوت كرد و ندانست كه سخن خداوند و آنچه كه جبرئيل براو فرستاده نيست
هامش
( 1 ) . همان ( 2 ) . همان ، ص 366 - 367 ( 3 ) . همان ، ص 382