منافقان و استغفار براى آنان نهى كرده باشد . « 1 »
از طرفى تمام آيات نهى كننده از استغفار ، علت آن را نيز ذكر كرده و آن راكفر ، فسق و نفاق منافقان و جاودانه بودن آنها در آتش دانسته . با اين حال چگونه متصور است پيامبر صلى الله عليه و آله براى آنان استغفار كرده باشد ؟ « 2 »
ب ) روايت غرانيق
علّامه ذيل آيهء شريفهء
« وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ وَ لا نَبِيٍّ إِلَّا إِذا تَمَنَّى أَلْقَى الشَّيْطانُ فِي أُمْنِيَّتِهِ »
روايت زير از تفسير درالمنثور سيوطى نقل مىكند :
پيامبر صلى الله عليه و آله در مكه سورهء نجم را قرائت مىكرد . چون به اين آيات رسيد :
« أَ فَرَأَيْتُمُ اللَّاتَ وَ الْعُزَّى وَ مَناةَ الثَّالِثَةَ الْأُخْرى . »
شيطان بر زبانش اين جملات را القاكرد : « تلك الغرانيق العلى و ان شفاعتهن لترتجى . »
مشركان گفتند : پيامبر صلى الله عليه و آله هرگز پيش از اين از خدايان ما به نيكى ياد نكرده است ! لذا به شكرانهء اين آيات ( شيطان ) پيامبر و مشركان به سجده افتادند .
آنگاه جبرئيل ( طبق برنامهء هر روز ) نزد پيامبر آمد و گفت : آنچه بر تو فرو فرستادم بر من بخوان . چون پيامبر به اين جملات رسيد ( تلك الغرانيق العلى . . . ) جبرئيل گفت : اين جملات را من بر تو نازل نكردهام . اين جملات از شيطان است . دراين هنگام آيهء
« وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ وَ لا نَبِيٍّ
. . . » نازل شد . « 3 »
حضرت علّامه رحمه الله در نقد اين روايت چنين آورده است :
حتى اگر سند اين روايت صحيح باشد ، ادلهء قطعى دالّبر عصمت پيامبر صلى الله عليه و آله آن را تكذيب مىكند . بر ما است به استناد اين ادله ، ساحت مقدس و پيراستهء پيامبر صلى الله عليه و آله را از انتساب چنين خطايى مبرّا سازيم . به علاوه در اين روايت زشتترين صورت جهل را به پيامبر صلى الله عليه و آله نسبت داده است ؛ چه در آن آمده است كه پيامبر عبارت « تلك الغرانيق العلى و ان شفاعتهن لترتجى » را تلاوت كرد و ندانست كه سخن خداوند و آنچه كه جبرئيل براو فرستاده نيست
هامش
( 1 ) . همان
( 2 ) . همان ، ص 366 - 367
( 3 ) . همان ، ص 382