براى تشخيص روايات صحيح از سقيم چه بايد كرد ؟
از تعامل انديشمندان مسلمان طى قرنها با احاديث به دست مىآيد كه دو راه براى مقابله با روايات ضعيف و مجعول و تمييز صحيح از سقيم وجود دارد : نقد سندى و نقد متنى يا محتوايى .
مقصود از نقد سندى ، بررسى تك تك راويانى است كه در سلسله سند روايت آمده است .
تنها منبع براى شناخت راويان ، كتب رجال است . صاحبان كتب رجال اعم از اهل سنّت و شيعه ، كوشيدهاند از راههاى مختلف مداركى را براى اثبات عدالت ، وثاقت يا جاعل بودن و ضعف راوى در عقيده يا عمل ارائه نمايند .
در خور ذكر است كه متداولترين و در عين حال شناختهترين راه براى نقد روايات ، نقد سندى بوده و هست . يكى از نمونههاى بارز آن ، روايات مربوط به حوزهء احكام است كه در منابع فقهى فريقين با كنكاش ، وسواس و دقت هر چه تمامتر مورد نقد سندى قرار گرفته .
كارى كه در حوزهء رواياتِ مربوط به عقيده و اخلاق كم تر انجام گرفته است .
امّا مقصود از نقد محتوايى يا متنى ، پرداختن به محتوايى است كه روايت بازگو كنندهء آن است . در اين شيوه ، ناقد كارى به راوى يا سلسلهء راويان ندارد . كاوش او مستقيماً متوجه متن روايت ، يعنى منقول راوى مىشود . او طبق اين شيوه در صدد است با استمداد از معيارهاى مختلف به حلّاجى متن بپردازد و صحت و سقم آن را در يابد . مسلماً اين شيوه تاكنون كمتر مورد توجه ناقدان حديث قرار گرفته است .
آيةاللَّه سبحانى - مدظله - در اين باره چنين آورده است :
شيوهء آشكار متداول ميان حديث پژوهان در سنّت نبوى ، بررسى اين روايات بر اساس سندهاى حديث است .
در جاى ديگر مىنويسد :
شيوهء گروهى از محققان در صحيح يا سقيم دانستن روايات ، مبانى پذيرفته شده در علم الحديث و مصطلح الحديث است كه غالباً بر اسناد و بيان علماى رجال دربارهء وثاقت يا ضعف راوى تكيه مىكنند و كارى به مضمون و محتوا ندارند . . . ليكن شيوهء علمى ديگرى در بين است كه از سوى ناقدان حديث كمتر مورد توجه قرار گرفته است . اين شيوه عرضهء حديث ، نخست بر قرآن و ثانياً ، بر سنّت متواتر يا مستفيضى كه بزرگان حديث آن را تلقى به قبول كردهاند و ثالثاً ، بر عقل سليم . . . و رابعاً ، بر تاريخ صحيح و خامساً ، بر
مرزبان وحى و خرد ( يادنامه مرحوم علامه سيد محمد حسين طباطبائي قدس سره ) ( فارسى ) — صفحة 590
مساهمون: مؤسسه بوستان كتاب قم
ص٥٩٠