تكوينى مىگويد :
انّ للَّهالصّراط المستقيم * ظاهر غير خفىّ فى العموم
فى صغير و كبير عينه * و جهول بأُمور و عليم
و لهذا وسعت رحمته * كلّ شىء من حقير و عظيم . « 1 »
عبارت ابن عربى با خلاصهء بيانى از جندى مشخص مىشود كه مىگويد : « چون طرق إلى اللَّه به عدد انفاس خلايق و نفوس الهيهاند ، هر اسمى عبدى دارد تا اين اسم ربّ او باشد ، و آن عبد جسمى است كه ربّ او قبل از او مىباشد ، و هر عينى از اعيان كه وجودى است ، متصل به اسمى است كه آن عين عبد آن اسم و مرتبط به او مىباشد ، پس هر عبدى بر طريق ربّ خود است و چون همهء ارباب به ربّ الأرباب مىرسد ، پس همه راهها به صراط مستقيم حقيقى يعنى « اللَّه » مىرسد » . و « اللَّه » نيز متجلى در ديگر اسماء و اسماء متجلى در اعيان وجودى خود مىباشند . پس « اللَّه » نيز متجلى در اعيان وجودى است و صراط مستقيم تشريعى نيز يكى بيشتر نيست ، و آن پيام انسان كامل به مظاهر دنيايى براى خروج از ظلمتها مىباشد .
پس هر كس مجبور است صراط مستقيم تكوينى را طى كند چه در نزول و چه در صعود ، ولى در صراط تشريعى كسى مىتواند به مقام واحدى و احدى برسد كه متصف به صفات انسانِ كامل شود و اتصاف به صفات او جز با تبعيت تشريعى ميسّر نيست . صراطهاى تشريعى ديگر ، كج شده همين صراط مستقيم تشريعى انسان ختمى مرتبت صلى الله عليه و آله است . زيرا همه مفاهيم نيز تجلى انسان كاملند و چون از مظاهر اسماء جزئى و كسانى كه يك اسم خاص را بر خود غالب كردهاند مىباشد صراط مستقيم نخواهد بود . ( اگر چه تكويناً مستقيماند ) .
راه رسيدن به اصل و مقام خود و اتصاف به جامعيت و رفع موانع و حجابها و علم به علم پيدا كردن از طريق صراط مستقيم تشريعى ميسر مىشود . بنابراين صراط مستقيم تكوينى و تشريعى در عين بساطت واجد جميع راههاى ديگر نيز مىباشند ولى محدود به راه خاص و متصف به نقص نخواهند بود ، بلكه تنها اتصاف آنها به نقص همين عدم اتصاف آنها به نقص است .
ديگر انبيا و اولياء متولى ظهور جميع اسماء و صفات حق نيستند ، اگر چه اوليا محمّديين
هامش
( 1 ) . همان ( فص هودى ) ، ص 106 ( تعليقهء ابوالعلاء عفيفى )