تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرزبان وحى و خرد ( يادنامه مرحوم علامه سيد محمد حسين طباطبائي قدس سره ) ( فارسى ) — صفحة 484

مساهمون:

ص٤٨٤
جلالى مستور است ، آنچه را كه ما شرّ مىدانيم عبارت از اخفاىِ آن چيزى است كه بايد موافق و ملائم اسم حاكم بر مظهرى از مظاهر باشد ولى اكنون ملائم و موافق آن اسمى كه بايد حاكم باشد نيست . يعنى در واقع هرگاه اسمى از اسماء حق تعالى از مقام صرافت و محوضت ، خارج و به بُعدِ از رحمتِ حق متصف شود ، اين بُعد از رحمت يك امر عدمى است ، بنابراين آن را شرّ مىيابيم و نيز همين بعد چون مظهر قهر الهى است از جهتى موجود است و خير است نه شرّ ولى چون اين بعد از رحمت بيش‌ترى كه بايد برخوردار باشد نيست ، دردناك و شرّ است . اگر چه همين درد و شرّى كه از جهتى موجود است در همان رتبهء وجودى خودش خير و رحمت است . خلاصه به جهت سبقت رحمت حق بر غضبش ، هر موجودى اقربٌ الى اللَّه باشد به رحمت نزديكتر و هر موجودى ابعد مِن الحق باشد مظهر غضب خواهد بود . و چون عوالم بين حق تعالى تا هيولاى اولى نامحصور است ، مظاهر رحمت و غضب نيز نامحصورند و غضب نيز از حيث مظهريت حق خير است . ديگر جوابها جهت حلّ مسأله شرور به قرار ذيل است : 1 - ضعف ادراك ما 2 - نسبى بودنِ شرور 3 - رجوع شرور به ماهيات 4 - رجوع شرور به عدم 5 - مقصود بالعرض بودن شرور 6 - بعضى شرور مكافات عمل انسان اند و بعضى حاصل ملكات خبثيه‌اى است كه انسان كسب كرده است . همه موارد فوق قابل جمع است اگر چه هر قومى بايد فراخور استعداد خود به آنچه نزد اوست فرحناك است .

دوام فيض و قاعده بسيط الحقيقه

چون حق تعالى واجب الوجود و بسيط من جميع الجهات است و هيچگونه كثرت و نقص و شين و شرّ در ذات إله متصور نيست ( چنانچه در صفات ، افعال و آثار او نيز چنين است ) و به لحاظ اين‌كه حق تعالى كلّ الأشياء است و هيچكدام آنها از جنبهء نقص و عدم نيست ، پس حق تعالى با محوضت وجودى و صرفيت كمالى ، از مقام احديت به فيض اقدس متجلى در مقام واحديت و از مقام واحديت با تجلى به فيض مقدس متجلى در جميع اعيان و هياكل خارجى از عقل اوّل تا عالم عناصر شده است ، بنابراين فيض الهى از مقام ذات سارى شده و با هر شىء به نحوهء همان شىء در مىآيد . فيض مقدس و وجود منبسط با حفظ اطلاق