كه دو جنبه براى او قابل اعتبار است ، جنبهاى رو به مقام احدى كه عين مقام احدى است و جنبهاى رو به اسما الهيه كه عين اسما است ، و اعيان ثابته نيز بدون تعين اسم اللَّه ، متعين نمىشوند ، پس عين ثابت انسان كامل جامع جميع اعيان ثابته و واسطه تعين اعيان ثابتهء ديگر اسما است . عين ثابت انسان كامل كه تعين اسم اللَّه است از حيث بطون عين اسم اللَّه بلكه عين مقام احدى است و از حيث جامعيت و مبدائيت براى ديگر اعيان عين جميع اعيان و متكثر به تكثر آنهاست ، چنانچه همين حكم در مقام اسم اللَّه نيز متحقق است . حق تعالى به حسب طالبيت اسما مظاهر خود را و اقتضاى هر عينى ثابتى براى ظهور خارجى ، به تجلى فيض مقدس كه از حيث بطون مطلق و بدون هيچ اطلاق ، و از حيث ظهور از عقل اوّل تا عالم عناصر عين هر كدام از اشيا به حسب مرتبهء وجودى او مىباشد ، متجلى و ظاهر مىشود . و چنانچه گفتيم حقيقت انسان كامل از حيث بطون ولىّ است و از حيث اظهار و اخبار آنچه كه در غيب است ، نبىّ است ، و اين اطلاق و تقييد تا آخرين سير نزولى و قيدالقيود ادامه دارد ، و حق تعالى در هر شىء ظاهر و به حسب ظهور عين آن شىء است ، و هرگاه ذات را به اعتبار تعينى از تعينات اسمائى و قيدى از قيود ملاحظه كنيم ، عالمى مناسب آن اسم ظاهر مىشود و عالم ديگر از آن ظاهر نمىشود . بنابراين اسماى الهى هر كدام مظهر خاصى دارد كه مظهر ديگر از آن صادر نمىشود و آن اسم نيز ظاهر در مظهر اسم ديگر نمىشود و بر اين اساس هر عالمى مقام معلوم دارد و تجاوز اسمى در مظهر اسم ديگر به مقتضاى « الحكم العدل » بودن حق تعالى محال است . پس اسماء الهى توقيفى است . حضرت امام خمينى قدس سره در اينباره مىفرمايند : « . . . أنّ الذّات مع تعيّن من التّعيّنات الأسمائية منشاء لظهور عالم مناسب لذلك التّعيّن .
كتعيّنها باسم « الرّحمن » لبسط الوجود ، و باسم « الرّحيم » لبسط كمال الوجود ، و باسم « العليم » لظهور العوالم العقليّة و باسم « القدير » لبسط عوالم الملكوت . و لأنّ الاسم هو الذّات مع التّعيّن الّذى صار منشاء لظهور عالم من العوالم ، أو حقيقة من الحقائق ، صارت أسماء اللَّه توقيفيّة ، . . . » « 1 »
يعنى ، ذات به ملاحظه تعيّنى از تعينات اسمائى منشا و ظهور عالمى مناسب آن تعين است ، مثل تعين ذات به اسم « الرحمن » براى افاضه و بسط وجود ، و به اسم « الرحيم » براى بسط كمال وجود ، و به اسم « عليم » براى ظهور عوالم عقلى ، و به اسم « القدير » براى بسط
هامش
( 1 ) . مصباح الهدايه ، ص 44