تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرزبان وحى و خرد ( يادنامه مرحوم علامه سيد محمد حسين طباطبائي قدس سره ) ( فارسى ) — صفحة 482

مساهمون:

ص٤٨٢
و حق متعال هر عينى رابه حسب استعداد ذاتى از مقام بطون به مقام ظهور خارجى مىرساند . بنابراين ، عادل و عدل حقيقى عبارت از حق تعالى در مقام احديت و واحديت و اعيان ثابته و نهايتاً در مقام تجلى به صورت اعيان خارجى و فيضان مظاهر و مقتضيات اسما و اعيان ثابته مىباشد .

اصل معاد و قاعده بسيط الحقيقه

به جهت رجوع هر فرع به اصل خود و به جهت آن‌كه تعطيلى در اسماى الهى راه ندارد و مرگ انتقال از يك عالم به عالم ديگر است . مىتوان گفت كه قيامت عبارت از شهود حق به اسم « الواحد القهّار » يا همان شهود مقام احديت و مشاهده استهلاك كثرات و منمحى شدن آنها در مقام احديت ذاتى است . حق متعال از نظر اين‌كه بسيط حقيقى است و كثرتى در آن مقام تصور نمىشود ، با حبّ ذاتى به ابراز كمالات از مقام احديت ذات با تجلى به فيض اقدس ، در مقام احديت مىپردازد و جميع كمالات و لوازم آن از جمال و جلال را از مقام وحدت ذاتى به كثرت تفصيلى مىرساند . و حق تعالى به تجلى به اسم اللَّه كه واجد جميع اسماء ديگر است متجلى شده و اعيان اسما و لوازم آنها و اقتضاى آنها براى ظهور در عالمِ خارجِ از ذات تا قيامت و الى الأبد متعين شده است . چنانچه حق تعالى با تجلى به فيض مقدس ، همهء عوالم غيب و شهود را نمايان ساخته و همه را به حكم اسم « الأوّل » و « الظّاهر » به عرصهء وجود رسانده تا به هيولاى اولى ختم شده ( و هيولاى اولى قابليت جميع صور نامتناهى را « لبساً بعد لبس » دارا مىباشد ) همچنين حق تعالى به اسم « مصوِّر » هيولاى اولى را صورت بخشى مىكند و به اسم « القابل » آن صور را پذيرا مىباشد و اين سير صعودى تا ختم فناى ذاتى و صفاتى و افعالى و آثارىِ جميع تجليات و كثرات شود ادامه پيدا مىكند . و به حكم اسم « آخر » و « باطن » همه را به استهلاك در مقام احديت فرا مىخواند خواه طوعاً يا كرهاً . بنابراين اكنون نيز قيامت برپا و قائم است و هر آن عوالم مستهلك در ذات الهى هستند ولى اين واقعيت فعلًا در حال حاضر مشهود همه نيست . علت اين‌كه اكنون قيامت قائم است اين است كه همه مخوقات و خاصه انسانها كه حشر اصالتاً از آنِ اوست ، ممكن بالذات هستند و عين الربط و استهلاك در واجب الوجوب هستند . و قيامت براى كسانىكه از وجود