خود رستند و به خدا رسيدندمشهود است . پس بسيط الحقيقه همهء اشيا مستهلك در ذات است و هيچكدام از آنها به ملاحظه انفسيت آنها كه هلاكت محض است نيست . بنابراين ، همه ماسوى اللَّه داراى حشر و قيامت مىباشند .
نظام احسن و قاعده بسيط الحقيقه
چون حق تعالى بسيط حقيقى و صرف جمال و جلال و علم و حكمت و عدل و ديگر صفات كمال است و هيچ شريك و شبيه و . . . ندارد . پس حق متعال با صرافت خود ، عين هر جمال و جلال و عين هر علم و حكمت و عدل است . زيرا بسيط حقيقى « ذوالجلال و الإكرام » است ، و وجه او ( انسان كامل ) نيز ذوالجلال و الإكرام است ، و جهان تجلى حقيقت انسان كامل است و مظهر حقيقت انسان كامل نيز در عالم موجود است . بنابراين به مقتضاى حكمت اطلاقى حق تعالى و نظام ربوبى او و مظهر اتمّ او ، نظام ، نظامِ احسن خواهد بود ، زيرا حكمت اطلاقى او مقيّد و علم تفصيلى واحدى او متجلى و مظهرِ اتمّ اسم جامع « اللَّه » متحقق مىباشد . بنابراين بهترين جهان و نظام ، همين جهان موجود است كه تفصيل و تجلى و مظهر و ظلّ نظام ربوبى است كه آن نظام ربوبى تفصيل ، حقيقت احدى حق تعالى است . پس نظامى بهتر از نظام موجود كه از احديت شروع به تجلى نموده و تاهيولاى اولى رسيده و سپس از هيولاى اولى در سيرِ صعودى ، ترقى وجودى پيدا كرده و تا مقام فناء فى اللَّه در احديت و بقاء به بقاء او و محو بعد از محو پيش مىرود مقصود نخواهد بود .
متكلمين با استدلال به اينكه خداوند حكيم است و فلاسفه با توجه نظام موجود معلول علة العللى است كه هيچ عيب و نقصى ندارد و عرفا با توجه اينكه نظام ظلّ نظام ربوبى و رقيقهاى از نظام الهى و سايه جمال اوست ، به اثبات احسن بودن نظام آفرينش پرداختهاند .
مسأله شرور و قاعده بسيط الحقيقه
حق تعالى جمال و جلال مطلق است و صفات جمال و جلال در حق تعالى باهم جمع مىشوند امّا چون حق تعالى صرف الوجود است و با حفظ ذات غيب الغيوب متجلى شده است و از تجلى او مظاهر متعدد و متضادِ اسماءِ متضاد او حاصل شدهاند و بعضى اسمها حكمشان غالب و بعضى مغلوب است و در باطن هر جلال ، جمالى و در باطن هر جمالى ،