تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرزبان وحى و خرد ( يادنامه مرحوم علامه سيد محمد حسين طباطبائي قدس سره ) ( فارسى ) — صفحة 472

مساهمون:

ص٤٧٢
آنچه در غيب مقام واحديت دارد ، كند و به فيض اقدس و تجلى ذاتى احدى اظهار غيب مطلق و مقام لامقامى احديت فرمايد . و در اين تجلى احدى ، متكلم ذات مقدس احدى ، و كلام فيض اقدس و تجلى ذاتى ، و سامع اسماء و صفات [ است ] و به نفس آن تجلى ، تعينات اسما و صفات ، اطاعت نموده و تحقق علمى پيدا مىكنند . و در تجلى واحدى به فيض مقدس ، متكلم ذات مقدس واحدى مستجمع جميع اسما و صفات ، و كلام ، نفس تجلى و سامع و مطيع در تحقق ، اعيان علميهء لازمهء اسما و صفات [ است ] كه به أمر « كن » تحقق عينى پيدا [ مى ] كنند : « فإذاقال لكلّ عين أراد إيجادها : كن ، فيطيعُ الأمر الإلهيّ ، فيكون و يتحقّق » . « 1 » بر اساس قاعده بسيط الحقيقه كلّ الأشياء بودنِ او ، متكلم و كاتب و كلام و كتاب از مقام احديت تا عالم عناصر و از عالم عناصر تا مقام احديت خود حق تعالى است منتهى به اطلاق و تقييد ، و در عبارت دوم قاعده ، يعنى « و ليس بشيء منها » منظور اين است كه ذات تجافى از مقام اطلاق به مقام تقييد پيدا نمىكند بلكه با حفظ مقام احدى و اقدس خود متلبس به تقيدات مىشود .

اراده حق تعالى

حق تعالى به جهت بساطت صرفه واجد جميع نعوت كمال به نحو عينيت با ذات مىباشد . و اراده بدون ملاحظه مراد از صفات و كمالات حقيقى وجود به ماهو وجود است ، و اراده مساوق وجود مىباشد ، هر چه وجود بسيطتر باشد اراده‌اش قوىتر است تا برسد به حق متعال كه در نگاه عميق غيرى در برابر او متصور نيست . حق متعال ذاتاً عين اراده و اراده ذاتى نخواهد بود . انسان از آن جهت كه تجلى حق تعالى است شأنى جز نماياندن حق تعالى ندارد و چون ادراك هر موجودى به حق تعالى ذاتى است ، اراده نيز در وجود انسان مورد ادراك واقع مىشود و بعد صورتى از آن را انتزاع و آن را مبرّاى از نقايص كرده و به حق تعالى نسبت مىدهيم ، و اين نوع اتصاف حق تعالى به صفات از جهتى داراى نقص و از جهتى فاقد نقص است . از آن حيث كه انتساب اين اراده به حق عين حضور و ظهور حق تعالى است ، در واقع حق تعالى خود را متصف به اراده كرده و خالى از نقص است ولى از آن حيث كه اراده
هامش
( 1 ) . چهل حديث ، ص 618