مراتب كلام
1 ) كلام اعلى : در اين كلام مقصود اوّلى و بالذات عين كلام است و مابعد آن تبعى است .
مثل اينكه خداوند تعالى با كلمه « كن » عالم امر را ايجاد كرد . كه اين را كلمات تامات و حروف مىنامند .
2 ) كلام اوسط : كه مقصود اصلى خود كلام نيست بلكه مقصود چيزى غير از خود كلام است ، مثل امر خداوند بر ملائكه سماوى كه هيچگاه او را نافرمانى نمىكنند
( لا يَعْصُونَ اللَّهَ ما أَمَرَهُمْ وَ يَفْعَلُونَ ما يُؤْمَرُونَ )
« 1 » و نيز مثل ملائكه طبايع ارضى و اجسام عنصرى يعنى مدبرات كوهها و درياها و معادن و . . . كه جبلًّا امر الهى را فرمان بردارند .
3 ) كلام ادنى : كه گاهى تخلفپذير است و گاهى تخلفپذير نيست ، و قابل طاعت و عصيان است ، مثل كلماتى كه با ارسال رسل و انزال كتب بر مكلفين امر مىشود . « 2 » انسان كامل ، چون خليفه الهى است و مخلوق بر طبق صورت رحمان است هر سه قسم كلام را واجد است ، چون جامع عالم امر و خلق است ، پس مىتواند ابداع كند و خلق كند و تحريك كند . مثلًا چون از قوه به فعل مىرسد و به عقل بسيط مبدّل مىشود مىتواند معارف حقيقى راافشاء كند و حقايق غيبى را تصوير و تخييل نمايد و نيز مىتواند به توسط تحريك قواى نفسانى قواى طبيعى و اعضاء و جوارح را تحريك كند و مىتواند در مقام لسان به امر و نهى بپردازد . « 3 »
مرحوم قيصرى مىفرمايد : « يجب أن يعلم ، أنّ هذه العوالم كلّيها و جزئيها كلّها كتب إلهيّة لإحاطتها بكلماته التّامّات . . . » ؛ « 4 » يعنى همه عوالم وجود « حضرات خمس » ، كلى و جزئى آنها همگى كتابهاى الهىاند ، چون كلمات الهى را در بردارند ؛ به همين جهت فرق كتاب و كلام اعتبارى است و الّا مصداقاً يكى هستند . « 5 » يعنى از آن جهت كه انتساب به فاعل دارند كلام و از آن جهت كه انتساب به قابل دارند كتاب خوانده مىشوند . پس كلمات در مقام صدور از
هامش
( 1 ) . تحريم ( 66 ) آيه 7
( 2 ) . اطلاع بيشتر را به اسفار ، ج 7 ، بحث كلام ارجاع مىدهيم
( 3 ) . اطلاع بيشتر را به اسفار ، ج 7 ، بحث كلام ارجاع مىدهيم
( 4 ) . شرح مقدمه قيصرى ، ص 453
( 5 ) . اسفار ، ج 7 ، ص 10